ali rad
همه ی فعل هایم ماضی اند،ماضی بعید،ماضی خیلی خیلی بعید.دلم برای یک حال ساده تنگ شده است
فرزاد
در غم هجر روی تو رفته ز کف قرار دل
گر ننمایی ام تو رخ وای بحال زار دل
ronak
تو نیستی
حالا چه فرقی می کند
فاصله
یک راه ِ شیری باشد یا یک لبخند!
علـــــــــــــــــی
فقر اینه که ۲ تا النگو توی دستت باشه و ۲ تا دندون خراب توی دهنت؛
فقر اینه که روژ لبت زودتر از نخ دندونت تموم بشه؛
فقر اینه که شامی که امشب جلوی مهمونت میذاری از شام دیشب و فردا شب خانواده ات بهتر باشه؛
فقر اینه که بچه ات تا حالا یک هتل ۵ ستاره رو تجربه نکرده باشه و تو هر سال محرم حسینیه راه بندازی؛
فقر اینه که ماجرای عروس فخری خانوم و زن صیغه ای پسر وسطیش رو از حفظ باشی اما ماجرای مبارزات بابک خرمدین رو ندونی؛