یافتن پست: #حال

zahra
zahra
به يه نفر گفتن چه وقتي خيلي ضايع شدي گفت : يه روز دختر خالم بهم زنگ زد گفت: بيا خونه خاليه!! منم خوشحال شدم رفتم. در رو که باز کردم ديدم کسي نيست! دختر خالم گفت: من ميرم تو اتاق تو هم 5 دقيقه ديگه بيا تو!! منم 5 دقيقه بعد رفتم تو ديدم همه ميگن تولد تولد تولدت مبارک. بعد به طرف ميگن خب چه ربطي داشت! ميگه: اخه لخت رفته بودم تو
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 21:18
+7
-2
امیرحسین
امیرحسین
کیـا بچـه بـودن ازین کـارا میکـردن ؟
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 20:24
+5
mitra
mitra
ﺗﻮ ﺗﺎﮐﺴﯽ ﻧﺸﺴﺘَﻢ ﯾﻪ ﭼَﻦ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺑﻌﺪِ ﺍﯾﻨﮑﻪ
ﺭﺍﻩ ﺍُﻓﺘﺎﺩ ﺣﺪﻭﺩﺍَ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﺑﺎ100ﺗﺎ ﻣﯿﺮﻓﺘﯿﻢ،
ﯾﻪ ﺩَﻓﻪ ﻓَﻬﻤﯿﺪﻡ ﺩَﺭﻭ ﺧﻮﺏ ﻧﺒﺴﺘَﻢ، ﺩَﺭﻭ
ﺑﺎﺯﮐَﺮﺩﻡ ﺑَﺴﺘﻢ،
ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﮐﻪ ﯾﻪ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩِ ﻋﯿﻨﮑﯽِ ﺑﻮﺩ،
ﺧﯿﻠﯽ ﺁﺭﻭﻡ ﺳَﺮﺷﻮ ﺑﺮﮔﺮﺩﻭﻧﺪ ﻋﻘﺒﻮ ﻧﯿﮕﺎ ﮐﺮﺩ
ﺑﺎ ﯾﻪ ﻟَﺤﻦِ ﺧﯿﻠﯽ ﺑﺎﺣﺎﻟﯽ ﮔُﻔﺖ:
"ﮐَﺴﯽ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺷُﺪ؟؟"
ﻳﻌﻨﻰ ﺗﺮﮐﯿﺪﻡ ﺍﺯ ﺧﻨﺪه
دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 20:12
+8
امیرحسین
امیرحسین
تاحالادقت کردین؛
وقتی یکی میفهمه چقدزیاد دوسش داری چقد خودشو لوس میکنه!!
اما بخدا اشتباست باید قدره عشق وافعی رو دونست
به عبارتی؛ای کاش پرده میفهمید تاپنجره بازاست فرست رقصیدن هست!
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 17:55
+2
مهسا
مهسا
شاید زندگی ان جشنی نباشد که ما ارزویش را داشتیم...اما حال که به ان دعوت شده ایم پس بگذار تا میتوانیم شاد باشیم..
دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 17:17
+6
مهسا
مهسا
کتاب عشق است.ساده ترین درس زندگی آن است : هرگز کسی را میازار . محبت خرجی ندارد ، در حالی که همه چیز را خریداری میکند . خوشبخت کسی است که خدا دلی پر عشق به او ارزانی کرده است وقتی قدرت عشق غلبه کند بر عشق به قدرت ، اون وقته که دنیا طعم صلح رو میچشه ، بهتر اینه که غرورت رو به خاطر عشقت فراموش کنی تا عشقت رو به خاطر غرورت.{-35-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 16:53
+3
mehdi
mehdi
پسر بچه 8 ساله در حالي که مگس کش تو دستش بود و خيره شده بود به مگسهايي که رو شيشه پنجره در حال جفتگيري بودند از مادرش پرسيد ؟
مامان مگس نر داريم ؟
مادرش که تو آشپزخونه مشغول آشپزي بود جواب داد :
آره پسرم مگس نر هم داريم....
پسر بچه بعد از چند لحظه دوباره پرسيد :
... ... ... مامان مگس ماده هم داريم ؟
مادر در حالي که پيش خودش سوال بعدي پسرش رو تصور ميکرد جواب داد:
نه پسرم فقط مگس نر داريم.....
پسر بچه با عصابيت مگس کش رو کوبيد رو مگسهاي روي شيشه و گفت :
کونيا!!!!!
7 دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 15:51
+8
hadi
hadi
bacheha man tanham donbale 1 g.f migardam beham goftan mitonam inja piyda konam kasi hast
5 دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 15:11
-8
امید
امید
خوش به حال مسافركشان خط آزادي، چه آزادانه داد ميزنن: "آزادي آزادي..." و عابري خسته ميپرسد آزادي چند؟!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 14:51
+5
ebrahim
ebrahim
همدیگرو بپیچونید ، به هم خیانت کنید ، دودره کنید همو ، به هم دروغ بگین ، به هم ضد حال بزنید ، اصن هر کاری ، مدِ الان
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 14:32
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ