یافتن پست: #حال

mina_z
mina_z
. سوال گزینه ای : اگر مادر زن و یا زن شما در حال غرق شدن باشند و شما فقط یک حق انتخاب داشته باشید میروید سینما ؟ یا رستوران !؟
2 دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 22:57
+1
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
برگی از اعترافات دختران: بچه که بودیم هرکی مارو میدید لپامونو میکشید میگفت عروس من میشی خوشگله؟؟ خب لامصبااااااا... حالا که بزرگ شدیم و به شماها نیازداریم کدوم گوری هستین؟؟؟
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 22:13
+1
ebrahim
ebrahim
ستاد یه سوال رو تخته نوشته، میگه حالا کی میاد اینو حل کنه؟ دستم رو بردم بالا. استاد میگه: میخوای بیای پای تخته حلش کنی؟ میگم: پـَـ نـَـ پـَـ من مجیدم، از همینجا دستم میرسه حلش کنم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 20:51
+1
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
اقایون محترم داداش بیان توی گروه پــَـ نــــــه پــَـ عضو شین خیلی حال میده
دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 18:45
+1
Hossein Behzadi
Hossein Behzadi
چشم انتظار من نباش سفر تمومی نداره ** عمر خوشی من و تو دیگه دَومی نداره ** چشم انتظار من نباش قصه به آخرش رسید ** پرنده ی عاشق تو شبونه از قفس پرید ** تو رو خدا با گریه هات دیگه پشیمونم نکن ** میون آغوش خودت دوباره پنهونم نکن ت** و رو خدا با گریه هات جون منو به لب نیار ** تو کوله بار سفرم برای من نشون نزار ** نگاتو به جاده ندوز امید به برگشتنی نیست ** نگو چرا میخواهی بری بعضی چیزا گفتی نیست ** چشم انتظار من نباش محاله برگشتن من ** عشقمو از یادت ببر گناهشم گردن من {-35-}{-35-}{-41-}{-41-}
2 دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 18:38
+2
ebrahim
ebrahim
پرسید شبی ز حال من دلدارم ، گفتم که ز رنگ و بوی تو بیزارم! گفتا نکند دوتا شده شلوارت؟! گفتم " پـَـــ نــه پـَـــ " ! فقط تو را دوست دارم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 15:58
+1
ebrahim
ebrahim
رفتم کنارش وایستادم دهنمو باز کردم یه چیز بگم نتونستم رفتم برگشت گفت میخواستی چیزی بگی؟؟؟؟؟میگم پـَـــ نــه پـَـــ میخواستم ببینم دهنم تا کجاباز میشه!!!!
2 دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 15:36
+1
mina_z
mina_z
تو بهشت زهرا دنبال قبر یکی می گشتیم. یه ادم خوشحال اومده داره با ما رو سنگ قبرا رو می خونه. بعد میگه دنبال قبر کسی می گردین؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ دستیار عزرائیلم اومدم ببینم کسی زود تر از موقع نمرده باشه
دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 15:18
+1
رضا
رضا
حالا که تموم شد،تو هم داری می ری مبادا که دست کسی رو بگیری خدایا نگاه کن دست تو چه وقتی پر از اشکم اما می خندم به سختی گلومو رها کن تو ای هق هق من می مردم برا اون،نبود عاشق من مبدا که عشقم تو قلبش بمیره می ترسم که دست کسی رو بگیره بگین کاری اینبار ازم بر نیومد بگین کم آوردم یا صبرم سر اومد بگین باز بیاد و به قلبم بشینه بگین جای اسمش هنوز نقطه چینه تو احساس من رو چه راحت ربودی اگر من شکستم مقصر تو بودی مگر منرو در حد مردن ندیدی؟ تو دلـخر نبودی،چـرا دل بـــــ[!]؟ دلم روز و شبها تو تنهایی سر کرد بگین که تموم دعاهاش اثر کرد بگین اونو دست خدامون سپردم بگین مقصر نبودم،ولی پاشو خودرم بگین خیلی وقته که صبرم سر اوم
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 12:28
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ