یافتن پست: #خدا

saman
saman
در CARLO


شامپو خریدم روش نوشته:



این محصول را روی سرتان بریزید و موهایتان را بمالید سپس آبکشی کنید!



من میخواستم بریزم تو دهنم قرقره کنم،خدا خیرشون بده آگاهم کردن :|
دیدگاه  •   •   •  1392/04/23 - 11:06
+5
alireza
alireza
آخرین ویرایش توسط alireza_rad در [1392/04/23 - 14:34]
1 دیدگاه  •   •   •  1392/04/23 - 03:48
+10
alireza
alireza
   .

شیرینترین عمل در این زمان مناجات با خداست...

آخرین ویرایش توسط alireza_rad در [1392/04/23 - 04:03]
دیدگاه  •   •   •  1392/04/23 - 03:44
+6
alireza
alireza
آخرین ویرایش توسط alireza_rad در [1392/04/23 - 04:04]
دیدگاه  •   •   •  1392/04/23 - 03:08
+2
saman
saman
در CARLO

دنبال یه دخدر خوب ، سر به زیر ، با حیا ، با شخصیت ، چشم و دل پاک و اهل خونواده میگردم...



نه برای ازدواجااااا...



خدا به سر شاهده میخوام ببینم چه شکلیه اصن!



:|

10 دیدگاه  •   •   •  1392/04/22 - 13:20
+6
saman
saman
در CARLO
دیشب خدارو دیدم...

 






گوشه ای آرام میگریست...

 






من هم کنارش رفتم و گریستم...

 






هر دو یک درد داشتیم ...

 




" آدم ها...."

 




عجب از آدمایی، که نشانه‌هایت را می‌بینند و

 






 انکارت می‌کند ...

 




و عجب از تو که انکارشان را میبینی و

 






 مهربانی میکنی . . .




آخرین ویرایش توسط saman در [1392/04/22 - 13:00]
دیدگاه  •   •   •  1392/04/22 - 12:59
+6
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
باران عشق همیشه می بارد اما در نوروز قطرههای باران طلایی رنگند.از خدا می خواهم که همیشه زیر این باران خیس شوی
دیدگاه  •   •   •  1392/04/22 - 11:07
+4
binam
binam
اگر بناست رحمت کسی به ما کمک کند/خدا کند که زودتر خوده خدا کمک کند/ضیافت کریم ها که بی گدا نمی شود/کرم کنو بگو کسی به این گدا کمک کند
دیدگاه  •   •   •  1392/04/22 - 02:38
+4
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
من به دو چيز عشق مي ورزم يكي تو و ديگري وجود تو، به دو چيزاعتقاد دارم يكي خدا وديگري تو، من در اين دنيا دو چيز ميخواهم يكي تو وديگري خوشبختي تو . . . {-35-}
دیدگاه  •   •   •  1392/04/21 - 21:41
+6
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
یاد دارم یک غروب سرد سرد
می‌گذشت ازکوچه‌مان یک دوره گرد
دوره گردم.. دار قالی می‌خرم
دسته دوم،جنس عالی می‌خرم
گر نداری کوزه خالی می‌خرم
کاسه و ظرف سفالیمی‌خرم
اشک در چشمان بابا حلقه بست
عاقبت آهی زد و بغضش شکست
اولسال است و نان در خانه نیست
ای خدا شکرت، ولی این زندگی است؟
سوختم،دیدم که بابا پیر بود
خواهر کوچکترم دلگیر بود
بوی نان تازه هوشم راربود
اتفاقا مادرم هم روزه بود
خم شده آن قامت افراشته
دست خوش رنگش ترکبرداشته
مشکل ما درد نان تنها نبود
فکر می‌کردم خدا آنجا نبود
بازآواز درشت دوره‌گرد
پرده اندیشه‌ام را پاره کرد:
دوره گردم ..دارقالی می‌خرم
دسته دوم جنس عالی می‌خرم
خواهرم بی روسری بیروندوید
آی آقا، سفره خالی می‌خری؟؟؟
آی آقا، سفره خالیمی‌خری؟؟؟
اثری از زنده یاد قیصر امینپور
دیدگاه  •   •   •  1392/04/21 - 19:17
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ