Neda-Banoo
الهی باخاطری خسته دل ب کرم تو بسته دست از اساتید شسته ودرانتظارنمرات نشسته ام پاس شوندکریمی پاس نشونحکیمی نیفتم شاکرم بیفتم صابرم نه پای گریز از امتحان دارم نه زبان ستیزبااستاد الهی دانشجورا چه شاید واز اوچه باید؟دستم بگیر یا ارحم راحمین
ramak amjad
یادش بخیر.....
یادش بخیر،کودکی ویک کرسی و خوابیدن همه با هم،پدرو مادر،برادر،خواهر، در چهار گوشه کرسی.
شنیدن صدای نفسهای خسته پدر که گویی ناله میکرد و دستهای مادر که ازرخت شستن پیر شده بود،
اما با آرامش به خواب میرفتند با خنده ای به لب.
صدای باران و پارس سگ در پشت پنجره تاریکت و بازی سایه شاخه درخت در شبی وهم انگیز،با نگاهی به
دیگران اطمینان به قلبت میدوید........اما حالا چه؟
هر کسی اتاقی دارد پر از قاب عکس که هرکدامشان با فاصله اندکی پشت دیوار اتاقت خوابیدند،روی تخت
شیک و راحت و بخاری آبی سوز ،اما احساس میکنی یه چیز کم داری؟ چرا با این همه راحتی شاد نیستی
و اطمینان...................................؟
alireza
اگه میتونستی بخدا یه دونه پیامک بدی چی مینوشتی ؟؟؟؟