یافتن پست: #دار

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
مــن کــه جــز تــو ،



کــسی را نــدارم !



ولــی چــرا تــو را هــم نــدارم ؟!
دیدگاه  •   •   •  1392/09/17 - 19:43
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

به یارو میگن جوونیات ورزش میکردی؟



میگه اره هالتر میزدم



میگن الان چی؟



میگه الان حال ندارم .. فقط تر میزنم...



:D

دیدگاه  •   •   •  1392/09/17 - 19:40
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

پسره پست گذاشته؛ میخوام ماشین بخرم، جنسیس بهتره یا اسپورتیج؟!

.

.

.

.

.





کامنتایی که واسش گذاشتن:



دخترا؛

نازی: واسه منم میخری عشقم؟!

بهار: هیچ کدوم، دوستشون ندارم!

تینا: جووووووون سلیقت تو حلقم عجیجم!

غزاله: عزیزم بهتر از اینا برازندته



پسرا؛

رضا: چه گوهااااا!

محمد: تو پولت کجا بود آخه مرتیکه

سعید: باز خالی بستی تو!

علیرضا: بالاخره کار خودتو کردی گاو گوسفندارو فروختیا!

دیدگاه  •   •   •  1392/09/17 - 19:39
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/09/17 - 19:32
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

به مامانم میگم شام چی داریم؟

..

میگه مروری بر هفته ای که گذشت

..

:D

...

با این حال من هنوز عاشقشم..

دیدگاه  •   •   •  1392/09/17 - 19:14
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

جای من خالیست

من کجا گم کرده ام آهنگ باران را؟...

من کجا از مهربانی چشم پوشیدم؟....

می شود برگشت...

می شود برگشت و د ر خود جست وجویی داشت

در کجای کودک ده ساله در دلواپسی گم شد

در کجا دست من و سیمان گره خورده اند

می شود برگشت...

تا دبستان راه کوتاهیست

می شود از رد باران رفت

می شود با سادگی آمیخت

می شود کوچکتر از اینجا و اکنون شد

می شود کیفی فراهم کرد

دفتری را می شود پر کرد از آئینه و خورشید

در کتابی می شود روئیدن را تماشا کرد

من بهار دیگری را دوست می دارم

جای من خالیست

جای من در میز سوم در کنار پنجره خالیست

جای من در درس نقاشی

جای من در جمع کوکب ها

جای من در چشم های دفتر خورشید

جای من در لحظه های ناب

جای من در نمره های بیست

جای من در زندگی خالیست

می شود برگشت...

اشتیاق چشم هایم را تماشا کن



می شود در سردی سر شاخه های باغ جشن رویش بیافروزیم

دوستی را می شود پرسید

چشم ها را می شود آموخت

مهربانی کودکی تنهاست

مهربانی را بیاموزیم...

دیدگاه  •   •   •  1392/09/17 - 19:00
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

سیـگـاری که نـبـاشـی



مجـبـوری آه بـکـشـی



دود نـدارد



امـا تا دلـت بـخـواهـد درد دارد



تو رفـتـه ای و مــــن



بـسـتـه بــسـتـه درد مـی کـشـم....!

دیدگاه  •   •   •  1392/09/17 - 18:50
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

کاش می‌دیدم چیست

آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاری است

آه وقتی که تو لبخند نگاهت را

می‌تابانی



بال مژگان بلندت را

می‌خوابانی

آه وقتی که توچشمانت

آن جام لبالب از جان‌دارو را

سوی این تشنه جان سوخته می‌گردانی

موج موسیقی عشق

از دلم می‌گذرد

روح گل‌رنگ شراب

در تنم می‌گردد

دست ویرانگر شوق

پرپرم می‌کند ای غنچه رنگین، پرپر



من در آن لحظه که چشم تو به من می‌نگرد

برگ خشکیده ایمان را

در پنجه باد

رقص شیطان خواهش را

در آتش سبز

نور پنهانی بخشش را

در چشمه مهر

اهتزاز ابدیت را می‌بینم



بیش از این سوی نگاهت نتوانم نگریست

اهتزاز ابدیت را یارای تماشایم نیست

کاش می‌گفتی چیست

آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاری است



فریدون [!]

دیدگاه  •   •   •  1392/09/17 - 18:49
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/09/17 - 15:59
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/09/17 - 15:56
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ