یافتن پست: #در

از خدا صدا نمی رسد!
ای ستاره ها، که از جهان دور،
چشمتان به چشم بی فروغ ماست!
نامی از زمین و از بشر شنیده اید؟
در میان آبی زلال آسمان
موج دود و خون و آتشی ندیده اید؟
این غبار محنتی که در دل فضاست،
این دیار وحشتی که در فضا رهاست،
این سرای ظلمتی که آشیان ماست،
در پی تباهی شماست!
گوشتان اگر به نالۀ من آشناست
از سفینه ای که میرود به سوی ماه،
از مسافری که می رسد ز گرد راه؛
از زمین فتنه گر حذر کنید!
پای این بشر اگر به آسمان رسد
روزگارتان چو روزگار ما سیاه است!
ای ستاره ای که پیش دیدۀ منی!
باورت نمی شود که در زمین
هر کجا، به هر که می رسی
خنجری میان مشت خود نهفته است
پشت هر شکوفۀ تبسمی
خار جانگزای حیله ای شکفته است!

آن که با تو می زند صلای مهر،
جز به فکر غارت دل تو نیست.
گر چراغ روشنی به راه توست،
چشم گرگ جاودان گرسنه ایست!
ای ستاره، ما سلاممان بهانه است
عشقمان دروغ جاودانه است.
در زمین زبان حق بریده اند
حق، زبان تازیانه است.
وان که با تو صادقانه درد دل کند
های های گریۀ شبانه است!

(فریدون [!])
ادامه دارد ...
آخرین ویرایش توسط hajivandian در [1390/12/27 - 10:32]
دیدگاه  •   •   •  1390/12/19 - 22:11
+6
reza
reza
از بیرون پر سکوتم.............اما از درون...........پر از فریاد که نهفته در قلبم.....وپر از سوالهای مبهم وبی جواب....
اخه.....چرا....... .. باید ها و بله ها...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/19 - 22:08
+4
parnian
parnian
باﻳﺪ ﺑﺪﺟﻨﺲ ﺑﺎﺷﻲ ﺗﺎ ﻋﺎﺷﻘﺖ ﺑﺎﺷﻦ
ﺑﺎﻳﺪ ﺧﻴﺎﻧﺖ ﻛﻨﻲ ﺗﺎ ﺩﻳﻮﻭﻧﻪ ﺍﺕ ﺑﺎﺷﻦ
ﺑﺎﻳﺪ ﺩﺭﻭﻍ ﺑﮕﻲ ﺗﺎ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺗﻮ ﻓﻜﺮﺕ ﺑﺎﺷﻦ
ﺑﺎﻳﺪ ﻫﻲ ﺭﻧﮓ ﻋﻮﺽ ﻛﻨﻲ ﺗﺎ ﺩﻭﺳِﺖ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻦ
... ﺍﮔﻪ ﺳﺎﺩﻩ ﺍﻱ
... ... ﺍﮔﻪ ﺑﺎﻭﻓﺎﻳﻲ
ﺍﮔﻪ ﻳﻚ ﺭﻧﮕﻲ
ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺗﻨﻬﺎﻳﻲ ... !!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/19 - 21:53
+4
poria
poria
من رفتم
به کجا ؟
انم نمیدونم؟
برای چی ؟
مادرم صدام میکنه
خداحافظ
دیدگاه  •   •   •  1390/12/19 - 21:45
+2
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
چقدر دلم هوای نوشتن کرده است
هی واژه ها میان تو ذهنم و
هی من نیاز به نوشتن رو پس میزنم...
با خودم می گفتم:همه ی حرفهام یادم می مونه!
مگر حرف دل از یاد میره!!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/19 - 21:34
+5
mitra
mitra
، نوعی بیماری روانیست که فرد را تحریک به باز کردن درب یخچال می‌کند
، در حالی‌ که نه تشنه است، نه گرسنه است و نه اصلا میداند که چه می‌خواهد
، از علائم این بیماری این است که فرد از اتاقش خارج میشود سرگردان راه آشپزخانه را در پیش می‌گیرد
... درب یخچال را باز می‌کند، چیزی بر نمیدارد درب را می‌بندد
آخرین ویرایش توسط mitra-salehi در [1390/12/19 - 21:31]
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/19 - 21:31
+5
☺SAEED☻
☺SAEED☻
عشق احساس شگفت انگیزیست
درگیرش که شدی..یک گوسفند گربه صفت رو صدا میزنی جوجو...!
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/19 - 21:27
+6
Behdad
Behdad
پدری زد تو گوشه پسر 10 سالش و پسر گریه نکرد
پسر 20 سالش شد و باز پدر دستشو رو پسر بلند کرد و پسر هیچی نگفت
پسره 30 سالش شد باباش زد تو گوشش پسره زد زیر گریه! باباش گفت چرا گریه میکنی؟
پسر گفت.......
.
.
.
اخه اون موقعه ها دستات نمیلرزید!
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/19 - 21:27
+6
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
چه قدر این دوست داشتنهای بی دلیل خوب است!
مثل همین باران بی سوال که
آرام و شمرده می بارد
باران که می بارد تمام کوچه های شهر پر از فریاد من است
که می گویم:
( من تنها نیستم.فقط منتظرم!!)
دیدگاه  •   •   •  1390/12/19 - 21:25
+5
maryam
maryam
کاش خدا موبایل داشت...
اون وقت الان که دلم گرفته و تنهام بهش اس ام اس می دادم می گفتم:"قربونت برم،فقط تویی که درک میکنی تنهایی یعنی چی.." اونم می گفت: "خودم پیشتم دیوووونه..."
دیدگاه  •   •   •  1390/12/19 - 21:24
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ