یافتن پست: #در

مهسا
مهسا
دلتنگم .... دلتنگ عاشقان دیروز؛ آنهایی که لذت بودن در کنار معشوق را به هزاران نیت پلید نمی فروختند ... !!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/23 - 16:20
+4
مهسا
مهسا
من از روی خنده های خویش یافتم هر کس می خندد به این معنی نیست که دردی ندارد شاید از بزرگی دردش چاره ی دیگری ندارد
دیدگاه  •   •   •  1390/11/23 - 16:19
+4
ronak
ronak
مردم در صف قطار در بنگلادش
دیدگاه  •   •   •  1390/11/23 - 16:17
+4
sasan pool
sasan pool
اسم من گم شده است
توی دفترچه ی پر حجم زمان
دیرگاهی است
فراموش شدم
اسم من گم شده است
لا به لای ورق کهنه ی آن لایحه ها
زیر آن بند غریب
پشت انبوهی از آن شرط و شروط
لای آن تبصره ها
اسم من گم شده است
در تریبون معلق شده سخت سکوت
حق من گم شده است
زنگ انشاء
کسی انگار نمی خواست معلم بشود
شأن من گم شده است
شأن من نیست بنالم
شأن من نیست بگویم
زتهی ، ز نبود
یا از این زخم کبود
لیک
رنگ رخساره گواهی دهد از سر درون
از همه رنج فزون ...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/23 - 16:17
+4
sasan pool
sasan pool
دیشب دوباره
گویا خودم را خواب دیدم:
در آسمان پر می‌کشیدم
و لا‌به‌لای ابرها پرواز می‌کردم
و صبح چون از جا پریدم
در رختخوابم
یک مشت پر دیدم
یک مشت پر، گرم و پراکنده
پایین بالش
در رختخواب من نفس می‌زد


آن‌گاه با خمیازه‌ای ناباورانه
بر شانه‌های خسته‌ام دستی کشیدم
بر شانه‌هایم
انگار جای خالی چیزی...
چیزی شبیه بال
احساس می‌کردم!


قیصر امین پور
دیدگاه  •   •   •  1390/11/23 - 16:11
+4
zahra
zahra
ماهيها چقدر اشتباه ميكنند! قلاب،علامت كدامين سؤال است كه بدان پاسخ ميدهند؟؟ زندگي ما انسانها نيز پر از قلاب هاييست كه وقتي اسيرطعمه اش ميشويم تازه ميفهميم ماهيها بي تقصيرند..
دیدگاه  •   •   •  1390/11/23 - 16:11
+4
sasan pool
sasan pool
پایان سریال دروغهایت بود

آخرین لبخندت

و چه ساده بودم من

که تا تیتراژ پایانی

به پای تو نشستم
دیدگاه  •   •   •  1390/11/23 - 16:11
+4
sasan pool
sasan pool
گشته به دلم برات می بینمتان
در قید همین حیات می بینمتان

خواهی که دلم شکسته باشد ، باشد
پس روی پل صراط می بینمتان
دیدگاه  •   •   •  1390/11/23 - 16:09
+4
عسل ایرانی
عسل ایرانی
کیف پولم شده مثل پیاز

هر وقت بازش میکنم اشکم درمیاد!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/23 - 16:08
+6
sasan pool
sasan pool
دلگیرم از تداوم این انتظار تلخ
این خاطرات کهنه ولی ماندگار تلخ

کز کرده ام درون زمستان سینه ام
تنها، کنار پنجره ی بی بهار تلخ

افسانه های شعر و شکوفه تمام شد
خاموش مانده شاعر بی اعتبار تلخ

تا اعتماد وسوسه ها می کشاندم
این تیک تاک وحشی دیوانه وار تلخ

((گاهی دلم برای خودم تنگ می شود))
دیگر ز من چه مانده جز این شوره زار تلخ

لرزان به خشکسالی خود خیره می شوم
با این نگاه تشنه ی دنباله دار تلخ

اما برای گریه مجالی نمانده است
یک لحظه درد مانده به ان انفجار تلخ
دیدگاه  •   •   •  1390/11/23 - 16:05
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ