یافتن پست: #در

محمد حسن کاظمی
محمد حسن کاظمی

1- ديسکو ( نداريم)






2- کازينو ( نداريم)





3- بار( خاک بر دهانمون)





4- شهربازي ارم با 6 وسيله بازي (2تاش خرابه)





5- سينما (فقط قلاده هاي طلا و اخراجي هاي 37)





6- تعداد زيادي پارک شهري با پوشش گياهي حداقلي و حضور سبز نيروي عزيز انتظامي که حال و





هواي خاصي را به فضا منتقل مي کنند.





7- بولينگ 2عدد در کل کشور (عبدو و سرزمين عجايب) فقط مخصوص آقايان





8- کنسرت به قيمت پول خون انسان(که بر اساس ايين نامه ارشاد خواننده فقط حق دارد يک آهنگ





عاشقانه بخونه،يکي دوتا خوند تا الان کسي ازش خبر نداره!)





9- دهکده آبي پارس (به قيمت پول خون آدمي)





10- پارک آبي آزادگان با روزانه 17 کشته و زخمي





11 - دیدن توپ بازی استقلال و پرسپولیس بدون گل





12 - تله کابين و اسکي (که فقط در کل استان تهران 12 نفر استطاعت مالي استفاده از آنها را دارند.)





و آخرين و مهمترين تفريح،ديدن خانه و ماشين افراد ثروتمند (همون 12 نفري که ميرن اسکي) و





فحش دادن به آنها ...


دیدگاه  •   •   •  1393/06/27 - 21:14
+3
محمد حسن کاظمی
محمد حسن کاظمی
ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺗﻮ ﺧﯿﺎﺑﻮﻥ ﺑﺎ ﻣﺎﺷﯿﻨﻢ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻣﯿﺮﻓﺘﻢ. ﯾﻪ ﻣﺰﺩﺍ 3 ﻫﻢ
ﮐﻪ ﯾﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﭘﺴﺮ ﺑﻮﺩﻥ ﺍﺯﻡ ﺳﺒﻘﺖ ﮔﺮﻓﺘﻦ ....
ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯ ﮐﻨﺎﺭﻡ ﺭﺩ ﺷﺪﻥ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺑﻪ ﺣﺎﻟﺖ ﺗﻤﺴﺨﺮ ﻭﺍﺳﻢ ﺷﮑﻠﮏ ﺩﺭ ﺁﻭﺭﺩ . ﻣﻦ
ﻫﻢ ﮔﺎﺯﺷﻮ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﺭﻓﺘﻢ ﮐﻨﺎﺭ ﻣﺎﺷﯿﻨﺸﻮﻧﻮ ﮔﻔﺘﻢ:
ﻋﺰﯾﺰﻡ ﻋﺸﻖ ﺟﺪﯾﺪ ﻣﺒﺎﺭﮎ . ﺩﯾﮕﻪ ﺑﻬﻢ ﺯﻧﮓ ﻧﺰﻥ
ﺍﺯ ﺁﯾﻨﻪ ﺑﻐﻞ ﺩﯾﺪﻡ ﭘﺴﺮﻩ ﺩﺧﺘﺮﻭ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺭﻓﺖ
ﻧﮑﺘﻪ ﺍﺧﻼﻗﯽ : ﺑﺎ ﭘﺴﺮ ﺟﻤﺎﻋﺖ ﺩﺭ ﻧﯿﻮﻓﺘﯿﻦ
دیدگاه  •   •   •  1393/06/27 - 21:10
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
هنگام درس دادن استاد سر کلاس
(-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-)
وقتی استاد خبر امتحان رو میده
(o.O) (o.O) (o.O) (o.O) (o.O) (o.O)
موقع امتحان
(←.←) (→.→) (←.←) (→.→) (←.←) (→.→)
وقتی استاد موقع امتحان حواسش جمع میکنه واسه مچ گیری
(↓.↓) (↓.↓) (↓.↓) (↓.↓) (↓.↓)
وقتی که نمره ها رو میزنن
(͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏)
دیدگاه  •   •   •  1393/06/27 - 19:26
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/06/27 - 19:22
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
► ●● هــے غـَریبــﮧ
●● شـَب ِ عـَروسے کــُت و شـَلوار ِ سیــآهش رآ بـﮧ او بپـُوشــآטּ
●● رنـگ ِ سیــآه بـﮧ مـَـرد ِ مـَـטּ خـیلے مے آیـَد
●● بـَند ِ کـِروآتـش رآ خـُـودت سـِفت کـُـטּ
●● ایــטּ کــآر رآ دوسـت دآرد
●● وقـتے دستــآنت رآ مے گیــرد
●● خـُـودت رآ در آغـُـوش ِ او بے انـدآز
●● بــآ ایــטּ کــآر احســآس ِ آرآمـِش مے کــُند
●● زَحمـَت ِ تــآج ِ عـَروس رآ نــَکش
●● سـَلیقـﮧ اش رآ خـُـوب مے دآنـَم ، بـَرآیت گـِرفتـﮧ اسـت
●● خـُلآصـﮧ کـُنم غـَریبـﮧ
●● جــآטּ ِ تـُـو و جــآטּ ِ ...
دیدگاه  •   •   •  1393/06/27 - 19:04
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/06/27 - 12:21
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/06/26 - 22:43
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/06/26 - 22:22
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
پسر به دختر گفت : من همه تیله هامو
بهت میدم؛ در عوض تو همه شیرینیهات رو به من بده !

دختر کوچولو قبول کرد اما پسر کوچولو
بزرگترین و قشنگترین تیله رو یواشکی واسه خودش برداشت و بقیه رو به دختر کوچولو
داد…!

اما دختر کوچولو در کمال صداقت و طبق
قولی که داده بود تمام شیرینیهایش را به پسرک داد…

آن شب دختر کوچولو با آرامش تمام
خوابید و راحت خوابش برد.

ولی پسر کوچولو نمی توانست بخوابد ،
چون به این فکر می کرد که همانطور که خودش بهترین تیله اش را یواشکی پنهان کرده
شاید دختر کوچولو هم مثل او مقداری از شیرینیهایش را قایم کرده و همه شیرینی هایش
را به او نداده …!!!
دیدگاه  •   •   •  1393/06/26 - 22:07
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/06/26 - 22:03
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ