یافتن پست: #دست

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
چقدر خوبه عاشقش باشی در کمال سادگی و دستشو بگیری و به همه بگی این عشق منه بدون خجالت
آخرین ویرایش توسط NEGAR1992 در [1391/01/13 - 18:12]
1 دیدگاه  •   •   •  1391/01/13 - 17:33
+4
نیوشا
نیوشا
{-15-}
1 دیدگاه  •   •   •  1391/01/13 - 02:56
+18
mina_z
mina_z
قضیه از اون جایی شروع شد که خیلی عصبانی بود! گفت اگه دوسم داری ثابت کن گفتم چجوری؟ تیغو برداشتو گفت رگتو بزن! گفتم مرگ و زندگی دست خداست گفت پس دوسم نداری تیغو برداشتمو رگمو زدم! وقتی داشتم اروم تو بغلش جون میدادام اروم زیر لب گفت اگه دوسم داشتی تنهام نمیزاشتی!!!!!!!
دیدگاه  •   •   •  1391/01/13 - 02:11
+16
عسل ایرانی
عسل ایرانی
اینایی که از دستشویی میان بیرون دستاشون رو با شلوارشون خشک میکنن، خیلی مردن، خیلی
دیدگاه  •   •   •  1391/01/13 - 02:02
+12
سحر
سحر
ساده یِ ساده از دست میرن ... همه ی اون چیزهایی که سختِ سخت به دست اومدن ...
دیدگاه  •   •   •  1391/01/13 - 01:14
+9
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تجاوز یعنی تو تاکسی خانوم بغل دستی از نوع نشستن یک مرد
احساس راحتی نکنه
تجاوز یعنی دختری به خاطر ترس از نگاه هرزه یک مردتو گرمای تابستون
مجبور شه مسیری رو بدوه
تجاوز یعنی دوستت دارم گفتنت هزار تا معنی بده
تجاوز یعنی ویران کردن کاخ آرزوهای یک زن
تجاوز یعنی به قیمت عشق زن را با تن سنجیدن
تجاوز یعنی اسمش را دوستی ساده گذاشتی و دختری به نام دل عشقش دانست...
تجاوز یعنی به جرم پاک بودن طرد شدن
بله تجاوز تنها به معنی به زور هم آغوش شدن نیست
دیدگاه  •   •   •  1391/01/12 - 19:51
+2
نیوشا
نیوشا
روانشناسی رانندگی : اینایی که وقتی میشینن تو ماشین حاضرن ۴۵ دقیقه کمربند ایمنی رو بگیرن تو دستشون ولی این کمربند رو نبندن کلا آدمای صبورین !
دیدگاه  •   •   •  1391/01/12 - 15:48
+9
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
تو داری میری از دستم باید فکر خودم باشم


دارم تصمیم میگیرم که از یادت جدا بشم


اگه دل سرد و مغرورم اگه حسی نمیگیرم


نه اینکه با تو عشقی نیست من از چشمات دلگیرم


از چشمات دلگیرم...
دیدگاه  •   •   •  1391/01/12 - 15:30
+7
1 دیدگاه  •   •   •  1391/01/12 - 14:13
+6
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
پشت شيشه برف ميبارد
در سكوت سينه ام دستي
دانه اندوه ميكارد
مو سپيد آخر شدي اي برف
تا سرانجام چنين ديدي
در دلم باريدي ... اي افسوس
بر سر گورم نباريدي
چون نهالي سست ميلرزد
روحم از سرماي تنهايي
ميخزد در ظلمت قلبم
وحشت دنياي تنهايي
ديگرم گرمي نمي بخشي
عشق اي خورشيد يخ بسته
سينه ام صحراي نوميديست
خسته ام ‚ از عشق هم خسته
فروغ فرخزاد
دیدگاه  •   •   •  1391/01/12 - 01:04
+8

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ