یافتن پست: #دوست

Alireza
Alireza
ای کسانی که دوستان خود را لایک نمیکنید شما را در آخرت با روباه مکار و گربه نره محشور میکنیم. سوره های آنلاین آیه ی 23
آخرین ویرایش توسط Belondy در [1391/01/4 - 14:34]
1 دیدگاه  •   •   •  1391/01/4 - 14:34
+7
saeed
saeed
اینجا رادیو "دل" است ، صدای مرا از عمق "قلبم" میشنوید .این یک" پ "نیست. یک احساس پاک است که میگوید : دوستت دارم
دیدگاه  •   •   •  1391/01/4 - 13:25
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
هر کی که بهت گفت دوست دارم ،
باور نکن ،
خیلی ها میگن بارون رو دوست داریم
ولی با چتر میرن زیرش...!
دیدگاه  •   •   •  1391/01/4 - 12:36
+1
zahra
zahra
وقتی بهت میگم " جات خالیه " نگو " دوستان به جای ما " شاید منتظرم كه بگی " جامو نگهدار " زود میام !!
دیدگاه  •   •   •  1391/01/4 - 12:31 توسط Mobile
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
وقتی فهمیدی قرار نیست با هر زن یا دختری که دوست شدی، به رختخواب بری؛هر وقت یاد گرفتی بدون توقع دوستی کنی .هر وقت فهمیدی هر کسی که دوستت شد،دوست ‌دخترت نیست و برای جواب سلامش باید به یک علیک محترمانه فکر کنی نه به پیدا کردن یک مكان خالی،اونوقت میتونی روی همراهی و همدلیِ دختر به عنوان جنس مخالفت حساب کنی.
9 دیدگاه  •   •   •  1391/01/4 - 12:19
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
فدای رفیقی که دوستت دارمو می ذاره به حساب علاقه ات نه کمبودت
دیدگاه  •   •   •  1391/01/4 - 12:16
+2
zahra
zahra
اعتراف می کنم با دوستامون کیسه ی پر آب رو از طبقه سوم مدرسه که کلاسمون بود مینداختیم تو پیاده رو ...
دیدگاه  •   •   •  1391/01/4 - 04:20 توسط Mobile
+5
reza
reza
عزیزای دلم
مهربونا
من میرم بخوابم
شب همتون بخیر
دوستون دارم
دیدگاه  •   •   •  1391/01/4 - 01:51
+2
hadith
hadith
——
آدمها را به اندازه لیاقت آنها دوست بدار
و به اندازه ظرفیت آنها ابراز کن …
دیدگاه  •   •   •  1391/01/4 - 01:19
+5
ashkan
ashkan
زن وشوهر جواني سوار برموتورسيکلت در دل شب مي راندند.
انها از صميم قلب يکديگر را دوست داشتند.
زن جوان: يواشتر برو من مي ترسم
مرد جوان: نه ، اينجوري خيلي بهتره!
زن جوان: خواهش مي کنم ، من خيلي ميترسم
مردجوان: خوب، اما اول بايد بگي دوستم داري
زن جوان: دوستت دارم ، حالامي شه يواشتر بروني
مرد جوان: مرا محکم بگير
زن جوان: خوب، حالا مي شه يواشتر بروني؟
مرد جوان: باشه ، به شرط اين که کلاه کاسکت مرا برداري و روي
سرت بذاري، اخه نمي تونم راحت برونم، اذيتم مي کنه
روز بعد روزنامه ها نوشتند
برخورد يک موتورسيکلت با ساختماني حادثه آفريد.در اين سانحه
که بدليل بريدن ترمز موتور سيکلت رخ داد،
يکي از دو سرنشين زنده ماند و ديگري در گذشت
مرد جوان از خالي شدن ترمز آگاهي يافته بود پس بدون اين که زن
جوان را مطلع کند با ترفندي کلاه کاسکت خود را بر سر او گذاشت
و خواست براي آخرين بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش
رفت تا او زنده بماند
و اين است عشق واقعي. عشقي زيبا
دیدگاه  •   •   •  1391/01/4 - 01:11
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ