یافتن پست: #دیگری

korosh
korosh
دیدگاه  •   •   •  1392/05/14 - 22:45
+4
-1
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

سر بزار روی شونه هام   ,  
تا بگم آروم از غصه هام
تا بگم چی امد به سرم   ،    
رفت چرا نازنین دلبرم
عیش و شراب و مستی ،
کار ما بود
عشق و خدا و هستی ، یار ما بود اما شد،
رنگ زمستون , نو بهار ما
بزم مهر و جنون در دل به پا بود سینه لبریزه از شور ،
از وفا بود
اما غم ، آمد به قلبم ، ای خدا چرا؟
سوختم ، سوختم من از غم ، دل او پی یار دیگری بود
که عمر رویای من به سر رسیدباختم ،
باختم من به او ، همه ی عمرٍ دلدادگی رو
که غربت به خانه ام سرک کشید

دیدگاه  •   •   •  1392/05/14 - 19:11
+4
*elnaz* *
*elnaz* *
پارسال با او زیر باران قدم میزدم ………..

امسال او را با دیگری زیر باران اشک های خودم میبینم …………………………

 

 شاید باران پارسال اشک های کس دیگری بود………. .
دیدگاه  •   •   •  1392/05/14 - 01:42
+5
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi


یـــک روز فـــردی به زندگیتان قـــدم خواهد گذاشت و شما را متوجه خواهد کرد که چرا هــرگز با هیچـــکس دیگری دوام نـــیاوردید...!


دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 23:27
+7
saman
چه دوستی پاکی دارند کفشها،آن یکی گم میشود ودیگری آواره میشود.
دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 23:01 توسط SMS
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
لحظه ی دیدار نزدیک است
باز من دیوانه ام، مستم
باز می لرزد، دلم، دستم
باز گویی در جهان دیگری هستم

های! نخراشی به غفلت گونه ام را، تیغ

های، نپریشی صفای زلفکم را، دست
آبرویم را نریزی، دل
ای نخورده مست
لحظه ی دیدار نزدیک است ..

مهدی اخوان ثالث
دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 17:04
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
همینجا

كنارم نشسته ای

همه نگاهمان می كنند

بی گمان ما از سیاره ای

دیگریم



و یا شاید عشق را

اینگونه ندیده اند

تو فقط كنارم باش....
دیدگاه  •   •   •  1392/05/12 - 15:58
+3
roya
roya
در CARLO
دیدگاه  •   •   •  1392/05/12 - 10:28
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
می ریزد اشک از دیدگانم
می غلتد بر گونه هایم
چه شور
با نمکی خاص
می گویند:
گریه یا از شوق است
یا از سر درد
و جنس گریه ام ؛ همین است
از سر درد
نه برای خود
که برای دیگری
برای رفتنش
برای تنهاییش
برای درد های سینه اش
برای ناگفته هایش
دوست دارم گریه کنم
اینبار برای خود
نه برای او
برای فرصت های از دست رفته ام
برای ماندم در برزخ
برای اما و اگرهایم
که همیشه با من است
دیدگاه  •   •   •  1392/05/10 - 16:37
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دلم می‌خواست جای دیگری باشم
در شهرهای دست‌باف.
دیدار کنم با کسانی
هنوز به دنبا نیامده.
لااقل می‌شد تنها باشیم،
سرخوش
بی‌هیچ وقفه‌ای.
نه رسیدنی، نه عزیمتی
و نه جنگی که با ما بجنگد.
نه انسانیتی، نه ارتشی و نه سلاحی
و مرگی سرخوش،
شوخ،
در کتاب‌خانه،
‌یک زمان چند جلدی.
و عشق،
فصلی دیوانه
که بگرداند صفحات دلمان را
به نجوا.
دیدگاه  •   •   •  1392/05/10 - 16:31
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ