یافتن پست: #را

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
میگن فارسی را پاس بداریم

این الان دقیقا ینی چی ؟

ینی از این به بعد عوض اینکه بگیم : کراواتت تو حلقم

بگیم : دراز آویز زینتی گردنتان در گلویمان ؟!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 16:46
+5
saman
saman
رویایی می خواهم که مال من باشد...اما دیگر حتی رویاها هم رنگ کابوس به خود گرفته اند به کدامین بهانه دلخوش کنم این روح بی تابم را وقتی تو نباشی وقتی که چشمانم تا ابدتو را دیگر نخواهد دید چگونه بخندم چگونه شاد باشم خدایا باز دلگیرم مرا ببر ببر به هر انجا که تو میخواهی این تن سرد بی روحم مال تو برای تو بردار و ببر این افتخارت بود ? این اقتدارت بود که مرا درس عبرت کنی برای غیر ؟ کارت خوب بود افرین این هم لوح تقدیرت راستی گفتم تقدیر ! تو که نویسنده خوبی بودی پس چرا تقدیر ما اینگونه شد هر چه ما میخاستیم وارونه شد ؟ ای خدا ریخته شد جوهرت را گویم روی پیشانی من ؟ کار از پاک کن گذشت باید از من هم گذشت بی جهت نیست که دور افتاده ام ..
دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 16:46
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دلتنگ که باشی آدم دیگری می‌شوی!
خشن‌تر ، عصبی‌تر ، کلافه‌تر و تلخ‌تر! …
و جا…لب‌تر این‌که با اطراف هم کاری نداری

همش را نگه می داری و دقیقا سر کسی خالی می‌کنی
که دلتنگش هستی
دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 16:44
+5
saman
saman

چه وحشیانه بریدند


ناف خاطراتمان را


پنبه حلاجی نشده


در گوششان


کرشوند


صدای هق هق دل کندن را


دزدان دریای دل بودند


چشم بستند


کور شوند


گام های لرزان رفتن را


. . .


با تو دگر سخنی نیست


تو را از تو ربوده اند


تهی کرده اند


احساس غریبت را


کلاغ مزرعه شان باش


زرق و برقشان بیافزایی


اما


برای چشم هایت سخنی مانده


می بینی و نمی بینی؟


نقشه شوم که را می بینی؟! . . .

دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 16:42
+2
saman
saman


سیرم از زندگی و از همه کس دلگیرم

آخر از این همه دلگیری و غم می میرم

پرم از رنج و شکستن، ‌دل خوش سیری چند ؟

دیگر از آمد و رفت نفسم هم سیرم

هر که آمد، دل تنهای مرا زخمی کرد

بی سبب نیست که روی از همه کس می گیرم

تلخی زخم زبان و غم بی مهری ها

اینچنین کرده در آیینة هستی پیرم

بس که تنهایم و بی همنفس و بی همراه

روزگاریست که چون سایة بی تصویرم

دلم آنقدر گرفته است، خدا می داند

دیگر از دست دلم هم به خدا دلگیرم!




دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 16:40
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
بوی گند خیانت تمام شهر را گرفته !
مردهای چشم چران
زن های خائن
دخترهای شــ ــهـ ـو تــ ــی
و پسرهای شــ ـهــ ـو تـــ ـی تر!
… پس چه شد … ؟
چیدن یک سیـبـــــــ ـ و اینهمه تقـــاص ؟
بیچاره آدمــــــــــ . . . بیچاره آدمیتــــــــ . . .
دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 16:40
+6
saman
saman

ما جدا مانده ايم از هم و اين،بي گمان سرنوشت خوبي نيست


بي تو دنيا بهشت هم كه شود، بي شك اصلا بهشت خوبي نيست


ماه ارديبهشت من امسال،گرچه بارانِ بسياري داشت،


حس تلخي ولي به من مي گفت:اصلا ارديبهشت خوبي نيست


اين كه ما فكر مي كنيم به هم،نيمي از راه عشق طي شده است


بازگشت از ميانه ي اين راه،منطقاً بازگشت خوبي نيست


مي شود نا اميد بود از عشق، از تو دلخور نمي شوم....اما


اين كه چيزي عوض نخواهد شد،حرف هاي درشت خوبي نيست


عشق حالا معطل من و تست،تو ولي دل سپرده اي به زمان،


عشق يك معجزه ست، باور كن،كه زمان لاك پشت خوبي نيست


 رفته اي تا كه شعر خلق شود؟زندگي شعر نيست، باور كن


اين كه"ليلي"شوي تو، من "مجنون"، ابدا سرنوشت خوبي نيست


پيش از اينها نه،بعد از اين هم نه،عشق اكنون معطل من و تست


زنگ اين خانه را بزن، هستم، ما شدن سرگذشت خوبي نيست؟


دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 16:38
+3
zahra
zahra
سلام
10 دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 16:38
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ابام دو هفته س تا میرم پای کامپیوتر میاد بغلم میشینه دستمو می گیره چُرت می زنه ؟
دیشب بهش میگم این کارا واسه چیه ؟؟؟
میگه تلوزیون گفته فرزندان خود را در دنیای مجازی تنها رها نکنید ! :|
2 دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 16:38
+6
saman
saman
تنهایی بیماری نسل من است

برای دور هم بودن بهانه داریم

ولی هر کدام

دلمان جایی جا مانده

آنقدر دور است دل هامان از هم

که عروس خانه ات ، شب ها

توی آغوش بالش گریه می کند زندگی را

که یادت می رود من یک زنم

احساسم زخم می خورد توی رفتنت

دردم می آید

وقتی تبریک روز زن ، به مادرت یادت نمی رود

ولی مرا

کنج خانه

فراموش می کنی

تنهایی

بیماری نسل من است ....

دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 16:35
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ