یافتن پست: #شب

fingliiiiiiii
fingliiiiiiii
روزا چقد سخت میگذره کاش میشد شب بخوابممو صب دیگه پانشم از خواب

تا حالا شده به ته خط برسیین ؟ {-60-}
9 دیدگاه  •   •   •  1392/05/12 - 00:54
+6
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
  • AsiyE (21 رای و 63.63.. درصد )
  • xroyal54  (12 رای و 36.36.. درصد )
آخرین ویرایش توسط moricarlo در [1392/05/12 - 00:26]
14 دیدگاه  •   •   •  1392/05/12 - 00:25
+20
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

شبهای دراز زمستان را طاقت می آورم
و در تنهایی بی ترانه ی خویش
به جای گریه و بهانه به قندیل های خاطره دل خوش می کنم
اما بهار که از راه می رسد پای هر درخت پر شکوفه ای در باور فاصله ها ابر بغضم همنوای باران می شود

دیدگاه  •   •   •  1392/05/12 - 00:07
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

خوشبختی زندگی ما بر سه اصل استوار است :
تجربه از دیروز

استفاده از امروز
امید به فردا

دیدگاه  •   •   •  1392/05/12 - 00:03
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
رخش، گاری کشی می کند رستم،
کنار پیاده رو سیگار می فروشد
سهراب،
ته جوب به خود پیچید
گردآفرید،
از خانه زده بیرون
مردان خیابانی برای تهمینه بوق می زنند
ابوالقاسم برای شبکه سه، سریال جنگی می سازد
وایموریانه ها به آخر شاهنامه رسیده اند!!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 23:54
+3
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

گفتی که: «
چو خورشید زنم سوی تو پر
چون ماه،شبی میکشم از پنجره سر
اندوه که خورشید شدی،
تنگ غروب! افسوس،که مهتاب شدی، وقت سحر!

دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 23:47
+3
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

هزار و یک به توان تو عاشقت شده ام نه مست چشم سیاه تو ،
عاشقت شده ام
کمی شمایل تو قسمتی هوای خدا بنام پاک خدای تو!
عاشقت شده ام
میان پیچ و خم شب ، تنیده ام به تنت و ایستاده به پای تو ،
عاشقت شده ام
هوای تشنگی ام از دعای باران است میان شرجی نای تو ،
عاشقت شده ام
صدای پای زمین نبض توست می شنوم رسیده ای و کنار تو،
عاشقت شده ام
و شعر لکنت مردیست از تبار سکوت پر از نگفته برای تو ،
عاشقت شده ام

دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 23:46
+3
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
شبی بود و بهاری،
در من آویخت چه آتش‌ها،
چه آتش‌ها برانگیخت
فرو خواندم به گوشش
قصه‌ی خویش
چو باران بهاری اشک می‌ریخت.
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 23:42
+3
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
نمی دانم چه می خواهم خدایا •
به دنبال چه می گردم، شب و روز
چه می جوید نگاه خسته من

چرا افسرده است این قلب پر سوز؟

***** •
ز جمع آشنایان می گریزم

به کنجی می خزم، آرام و خاموش

نگاهم غوطه ور در تیرگی ها

به بیمار دل خود می دهم گوش

***** •
گریزانم از این مردم که با من

به ظاهر همدم ویکرنگ هستند

ولی در باطن از فرط حقارت
به دامانم دو صد پیرایه بستند

***** •
از این مردم که تا شعرم شنیدند
به رویم چون گلی خوشبو شکفتند
ولی آن دم که در خلوت نشستند

مرا دیوانه ای بد نام گفتند
***** •
دل من، ای دل دیوانه من
! •
که می سوزی از این بیگانگی ها
مکن دیگر ز دست غیر فریاد
خدا را بس کن این دیوانگی ها
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 22:22
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

محبت را به هیچ چیز تشبیه نتوان کرد زیرا که هیچ چیز دقیق تر و لطیف تر از محبت نیست.  

دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 22:14
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ