یافتن پست: #شب

peyman
peyman
دلم برای تنهایی میسوزد چرا هیچکس او را دوست ندارد مگر او چه گناهی کرده که تنها شده


جرم تنهایی چیست که هیچکس او را نمیخواهد دیشب تنهایی از اتاقم گذشت دنبالش دویدم ولی


او رفته بود.تنهای تنها نیمه شب او را مرده کنار حوض خانه پیدا کردم از گریه چشمانش قرمز


بود برایش گریستم آخر او از تنهایی مرده بود تنهایی مردو من تنها تر شدم....
دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 17:11
+6
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
[مسابقه تلفنی شبکه پنج]
مجری: تنها شاگرد ایرانی آلبرت اینشتین؟
شرکت کننده: میشه یه راهنمایی بکنید؟
مجری: پسرش هم زیاد میاد تو تلویزیون
شرکت کننده: ایرج نوذری؟
گذشته از اینکه جواب صحیح دکتر حسابی بود. اونجاش جالب بود که یکی زنگ در خونشونو زد!
گفت عمو یه لحظه گوشی تا درو باز کنم!!!! پخش زنده به این میگن!!!{-18-}{-18-}
دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 16:42
+12
علـــــــــــــــــی
علـــــــــــــــــی
شب که می شود

نبودن هایت را زیر بالشم می گذارم

و شجاعت خود را زیر سوال می برم …

دوام می آورم تا فردا ؟؟؟
دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 16:41
+3
علـــــــــــــــــی
علـــــــــــــــــی
آدم است دیگر
احمق است
گاهی دلش تنگ می شود
حتی برای اینکه نیمه شب یواشکی
شماره ات را بگیرد و بشنود:
مشترک مورد نظر شما در حال مکالمه با مشترك مورد نظر خودش است!!
آدم است دیگر
احمق است
دلش تنگ می شود...
1 دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 16:15
+1
sepideh
sepideh
دخترک از خدا خواست وقتی با پسر تنهاست مراقبش باشد خطایی نکند،خدا قبول کرد و فرشته ای برای مواظبت از دختر فرستاد.پسرک به فرشته دل باخت و دختر را تنها گذاشت مادرم میگفت :عاشقی یک شب است
دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 16:01
+2
zahra
zahra
اینقد بدم میاد از اینایی که وقتی دارن از طرفشون جدا میشن براش آرزوی خوشبختی می کنن ! داری میری برو دیگه فیلم بازی نکن .
دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 00:58 توسط Mobile
+5
payam65
payam65
ای شب از رویای تو رنگین شده
سینه از عطر توام سنگین شده
ای به روی چشم من گسترده خویش
شادیم بخشیده از اندوه بیش
همچو بارانی که شوید جسم خاک
هستیم زآلودگیها کرده پاک

ای تپش های تن سوزان من
آتشی در سایه مژگان من
با توام دیگر ز دردی بیم نیست
هست اگر جز درد خوشبختیم نیست

ای دوچشمانت چمنزاران من
داغ چشمت خورده بر چشمان من
پیش از اینت گر که در خود داشت
هر کسی را تو نمی انگاشتم

درد تاریکیست در خواستن
رفتن و بیهوده خود را کاستن
سر نهادن بر سیه دل سینه ها
سینه الودن به چرک کینه ها
در نوازش نیش ماران یافتن
زهر در لبخند یاران یافتن
دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 00:13
+2
payam65
payam65
من را به غیر عشق به نامی صدا نکن

غم را دوباره وارد این ماجرا نکن

بیهوده پشت پا به غزلهای من نزن

با خاطرات خوب من اینگونه تا نکن

موهات را ببند دلم را تکان نده

در من دوباره فتنه و بلوا به پا نکن

من در کنار توست اگر چشم وا کنی

خود را اسیر پیچ و خم جاده ها نکن

بگذار شهر سرخوش زیبائیت شود

تنها به وصف آینه ها اکتفا نکن

امشب برای ماندنمان استخاره کن

اما به آیه های بدش اعتنا نکن....
دیدگاه  •   •   •  1391/01/14 - 23:50
+1
payam65
payam65
وقتی کسی رو دوس داری ، حاضری جون فداش کنی

حاضری دنیا رو بدی ، فقط یه بار نیگاش کنی

به خاطرش داد بزنی ، به خاطرش دروغ بگی

رو همه چی خط بکشی ، حتی رو برگ زندگی

وقتی کسی تو قلبته ، حاضری دنیا بد باشه

فقط اونی که عشقته ، عاشقی رو بلد باشه

قید تموم دنیا رو به خاطر اون می زنی

خیلی چیزا رو می شکنی ، تا دل اونو نشکنی

حاضری که بگذری از دوستای امروز و قدیم

اما صداشو بشنوی ، شب ، از میون دوتا سیم

حاضری قلب تو باشه ، پیش چشای اون گرو

فقط خدانکرده اون یه وقت بهت نگه برو

حاضری هرچی دوست نداشت ، به خاطرش رها کنی

حسابتو حسابی از مردم شهر جدا کنی
دیدگاه  •   •   •  1391/01/14 - 23:06
behzad
behzad
دیشب خدا را دیدم گوشه ای میگریست ، من نیز گریستم ، هر دو یک درد داشتیم...آدم ها
دیدگاه  •   •   •  1391/01/14 - 22:13

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ