یافتن پست: #شب

ronak
ronak
چه کسی میگوید که من هیچ ندارم…؟
من چیزهای با ارزشی دارم ….!
حنجره ای برای بغض …
چشمانی برای گریه…
لبهایی برای سکوت…
ریه هایی برای سیگار…
دستهایی برای خالی ماندن…
پاهایی برای نرفتن….
شبهایی بی ستاره….
پنجره ای به سوی کوچه بن بست…
و وجودی بی پاسخ…..
2 دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 16:23
+4
sasan pool
sasan pool
آسمان همچو صفحه ی دل من
روشن از جلوه های مهتاب است
امشب از خواب خوش گریزانم
که خیال تو خوش تر از خواب است
خیره بر سایه های وحشی بید
می خزم در سکوت بستر خویش
باز دنبال نغمه ای دلخواه
می نهم سر بروی دفتر خویش
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 16:22
+2
sasan pool
sasan pool
من همان مجنون مست یاغیم، روز و شب محتاج جام باقیم

یک شب کنار زاهد و یک شب کنار ساقیم، از باده مدهوشم كنيد

در خرقه پنهان ميكنم، مي را و كتمان ميكنم، ترك ايمان ميكنم

هي بشكنم پيمان و هي تجديد پيمان ميكنم،ترك ايمان ميكنم

از باده مدهوشم كنيد، پندم اي زاهد مده
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 16:13
+2
sasan pool
sasan pool
شبگردي مي‌کنم. اما صداي نفس‌هايت را از پشت
هيچ پنجره و ديواري نمي‌شنوم. آسوده بخواب نازنينم،
شهر در امن و امان است ... تنها خانه‌ي من است که در آتش مي‌سوزد..
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 16:08
+2
sasan pool
sasan pool
به خداحافظی تلخ تو سوگند نشد
که تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشد

لب تو میوه ممنوع ولی لبهایم
هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند نشد

با چراغی همه جا گشتم وگشتم در شهر
هیچ کس هیچ کس اینجا به تو مانند نشد

هر کسی در دل من جای خودش را دارد
جانشین تو در این سینه خداوند نشد

خواستند از تو بگویند شبی شاعرها
عاقبت با قلم شرم نوشتند: نشد!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 15:54
+4
مهسا
مهسا
شماره عوضی نبود

صدا اشتباه نبود

صدا همان صدا بود

چیزی دیگر انگار عوض شده بود

چیزی شبیه دل ...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 15:48
+4
ronak
ronak
شعار انتخاباتی یك لر

1- انتقال برج میلاد به خرم آباد

2- لوله كشی نوشابه به درب منازل

3- افزایش امامزاده ها به سه برابر

4- مسقف كردن كل شهر

5- احداث اتوبان خرم آباد به نیویورك

6- افزایش شبهای جمعه
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 12:34
+3
moein
moein
دوستان عزیزم شب همگیتون بخیر شب خوشی را واستون ارزو میکنم{-35-}{-35-}{-35-}
2 دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 04:19
+3
مهسا
مهسا
اما چه رنجی است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن و چه بدبختی آزاردهنده ای است تنها خوشبخت بودن! در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 02:44
+6
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
[!] توي کوپه قطار با يک خانم غريبه همسفر بوده. شب خانمه ميره تخت بالايي ميخوابه و [!] تخت پاييني. نصفه شب خانمه ميگه سردمه، کاش شما ميتونستي ميرفتي از مأمور قطار برام پتو ميگرفتي. [!] ميگه ميخوايي خانم امشب فرض کنيم زن و شوهر هستيم تا هردومون گرم شيم؟ خانمه که همچين بگي نگي از پيشنهاد بدش نيومده بوده ميگه باشه حاضرم. [!] ميگه پس پاشو خودت برو پتو بگير، براي منم يه چايي بيار
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 02:31
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ