رضا
بازیگری گذشت سحرگه ز کوچه ای “فریاد شوق از سر هر کوی و بام خاست” در زیر پای او.........................
mitra
وصیت نامه داریوش بزرگ هخامنشی اینک من از دنیا میروم بیست وپنج کشور جزء امپراتوری ایران است. و در تمام این کشور ها پول ایران رواج دارد وایرانیان در آن کشور ها دارای احترام هستند . و مردم کشور ها در ایران نیز دارای احترام هستند. جانشین من خشایار شا باید مثل من در حفظ این کشور ها بکوشد . وراه نگهداری این کشور ها آن است که در امور داخلی آنها مداخله نکند و مذهب وشعائر آنان را محترم بشمارد.اکنون که من از این دنیا می روم تو دوازده کرور در یک زر در خزانه سلطنتی داری و این زر یکی از ارکان قدرت تو میباشد . زیرا قدرت پادشاه فقط به شمشیر نیست بلکه به ثروت نیز هست . البته به خاطر داشته باش تو باید به این ذخیره بیفزایی نه اینکه از آن بکاهی . من نمی گویم که در مواقع ضروری از آن برداشت نکن ، زیرا قاعده این زر در خزانه آن است که هنگام ضرورت از آن برداشت کنند ، اما در اولین فرصت آنچه برداشتی به خزانه برگردان . مادرت آتوسا برمن حق دارد پس پیوسته وسایل رضایت خاطرش را فراهم کن .
sasan pool
غیرت به این میگن طرف گوشش کنده شده تا آخر برای تیم ملی راگبی کشورش بازی کرد دمش گرم مرامشو عشقه.
mina_z
: غضنفر با لباس تو رودخونه شنا می کرده، ازش می پرسن چه کار می کنی؟ می گه: لباسامو می شورم… بهش می گن: ماشین لباسشویی تو خونه ندارین؟ می گه: داریم، ولی وقتی می رم اون تو سرم گیج می ره!
بازیگری گذشت سحرگه ز کوچه ای
1390/10/21 - 19:06“فریاد شوق از سر هر کوی و بام خاست”
در زیر پای او مورانو با هزار ادا
زیگزاگ رفته بود گهی چپ گهی به راست
پرسید کودکی که به گردن چه بسته است؟
بقال گفت این سخنت سخت نابجاست
قرطی اگر شوی،بکنی زن نما خودت
این سان لباس و تیپ به اندام تو سزاست
بی درس و مشق و رنج رسیده به کان گنج
اذعان نمیکند که کنون بنده ء خداست
در صحنه بازتاب دهد زندگی خویش
گاهی به نقش فاسق و یک روز هم بپاست
آن را که شاهکار جز اخراجیان نبود
این نفرت و مخالفت خلق خویش خواست
اینها سبب شوند سلحشور وا کند
زیپ دهان و بار کند آنچه ناسزاست
بر خیل بانوان هنر مند و ای دریغ
حال آنکه خود عصاره زشتی و عقدههاست
در ظاهرست ،طعنه به آنجل جولی زند
در باطن او فدائی آن شوخ دلرباست
اوکتای شعر خویش میالا به این خبیث
کار هنر ببین که چه سان پای در هواست