رضا
مرگ من روزی فرا خواهد رسید...............
محمد حسین هذبی
مهربانی را زمانی دیدم که کودکی می خواست آب شور دریا را با آبنبات چوبی خود شیرین کند.
امین
کشتي نساز اي نوح طوفان نخواهد آمد / برشوره زار دلهاباران نخواهد آمد رفتي كلاس اول اين جمله راعوض كن / آن مرد تا نيايد باران نخواهد آمد . . . يا صاحب الزمان
mina_z
پسره اومده خواستگاریم میگم من الان می خوام درس بخونم می گه یعنی چند سال دیگه می خوای ازدواج کنی؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ 10 دقیقه صبر کنی این صفحه رو بخونم درسم تموم میشه
sasan pool
عشق منه این شورولت ایمپالا.خوشگل نیست؟
مرگ من روزی فرا خواهد رسید
1390/10/18 - 11:50در بهاری روشن از امواج نور
در زمستانی غبار آلود و دود
یا خزانی خالی از فریاد و شور
مرگ من روزی فرا خواهد رسید
روزی از این تلخ و شیرین روزها
روز پوچی همچو روزان دگر
سایه ای ز اامروزها،دیروزها
دیدگانم همچو دالان های تار
گونه های همچو مرمر های سرد
ناگهان خوبی مرا خواهد ربود
من تهی خواهم شد از فریاد درد
می خزند آرام روی دفترم
دستهای فارغ از افسون شعر
یاد می آرم که در دستان من
روزگاری شعله می زد خون شعر
خاک می خوند مرا هر دم به خویش
می رسند از راه تا در خاکم نهند
آه شاید عاشقانم نیمه شب
گل به روی گور غمناکم نهند
می رهم از خویش و می مانم ز خویش
هرچه بر جا مانده ویران می شود
روح من چون بادبان قایقی
در افق ها دور و پنهان می شود
بعد ها نام مرا باران و باد
نرم می شویند از رخسار سنگ
گور من گمنام می ماند به راه
فارغ از افسانه های نام و ننگ