Mohammad Mahdi
نه صدایش را نازک می کرد… و نه دستانش را “آردی”… از کجا باید به “گرگ” بودنش شک میکردم؟!!
saman
صدایت میزنم ...
پرستوها لال میشوند .
نگاهت میکنم ...
شب رنگش را به چشمان تو میبخشد .
دست هایت را
میگیرم ...
خورشید جلوی پاهای من زانو میزند .
در آغوشت آمدم ...
دیگر ادامه ی شعر یادم رفت....
parisa
اگر از دوست پسر خودراضی نیستیداگر او را دوست نداریداگر شما را کلافه کرده استاگر زندگیتان را زهرمار و شما را نابودساخته
اگر کاری کرده که دلتان میخواهد او راچنان بزنید که صدای سگ بدهد.........
...
.
.
اصلا نگران نباشیددوس پسر دیگران هم همین است
کلا این گونه ازجانوران اینچنینند:$