یافتن پست: #فقط

sahar
sahar
زندگی دفتری از خاطره هاست؛ یك نفر در دل شب، یك نفر در دل خاك، یك نفر همدم خوشبختی هاست یك نفر همسفر سختی هاست، چشم تا باز كنیم عمرمان می گذرد، ما همه رهگذریم؛ آنچه باقیست فقط خوبیهاست ...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 15:21
+4
رضا
رضا
یه غروب بی رمق یه راه دور،یه کویر سوت و کور بازم از پشت افق راهی شده،یه مسافر صبور کوله بارخستگی رو شونه هاش،موج غربت تو صداش جاده های ساکت و بی رهگذر،تا قیامت زیرپاش سر راهش نه ولی یه انتظار،ته یه چشم بیقرار تو دلش مونده فقط یه خاطره،یه عذاب موندگار وقتی تو سینه ی شب راهی می شد،کسی گریه شو ندید کسی از پشت سکوت پیدا نشد،ضجه هاشو نشنید جاده انگارکه تمومی نداره جاده از هر قدمش غم می باره چه غریبه اون مسافرصبور که تو جاده های غم پا میذاره شاید این قصه بمیره تو سکوت یا کسی نگذره از این برهوت شاید این جاده به جایی نرسه سهم این پرنده شاید قفسه اما این غریبه ی خسته هنوزافق رفتن و روشن می بینه توی جاده های تاریک خیال هنوزم خواب رسیدن می بینه
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 11:54
+1
mina_z
mina_z
به [!] میگن: ‌نظرتون راجع به سریال امام علی چیه؟ میگه: خیلی عالیه، فقط اگه میشه یخورده قطام شو بیشتر کنید!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 10:38
+7
vahid
vahid
LLLLLLLΓ '-o----o--' اين اتوبوس فقط خوشکلا رو سوار ميكنه بي زحمت برو کنار
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 01:42
+5
vahid
vahid
زندگی دفتری از خاطرههاست
یکنفر در دل شب
یکنفر در دل خاک
یکنفر همدم خوشبختیهاست
یکنفر همسفر سختیهاست
چشم تا باز کنیم عمرمان میگذرد
ما همه همسفر و رهگذریم ‏
آنچه باقیست فقط خوبیهاست ‏‎
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 00:42
+1
arshia
arshia
در يك آشنايي دوستانه ما با هم دست داديم !! تو فقط دست دادي.. و من.. همه چيز از دست دادم
دیدگاه  •   •   •  1390/11/9 - 22:26
+1
amir ali
amir ali
دلم را که مرور میکنم تمام آن از آن توست فقط نقطه ای از آن خودم... روی آن نقطه هم میخ میکوبم… و قاب عکس تو را می اویزم...
1 دیدگاه  •   •   •  1390/11/9 - 21:11
+4
عسل ایرانی
عسل ایرانی
ايرانسل ديگه داره جاي دوستامو پر مي كنه...فقط مونده اس ام اس بده كجايي؟! ا
دیدگاه  •   •   •  1390/11/9 - 20:50
+7
ronak
ronak
در Romantic
من خوبم ...خسته نیستم ... فقط گاهی دستم به این زندگی نمی رود !!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/9 - 16:01
+3
zahra
zahra
یک گروه از محققین انسان شناسی داشتن روی تفاوت مغز نژادهای مختلف انسان تحقیق می‌کردند، اول مغز یک آمریکاییه رو باز می‌کنند، می‌بینند ای بابا اینا اینقدر با الکترونیک و کامپیوتر ور رفتن که تو مغزشون پر شده از IC و مدارهای الکترونیکی. خلاصه می‌ترسن دست به یک چیزی بزنند خراب شه، زود مغز یارو رو می‌بندند. بعد مغز یک ژاپنیه رو باز می‌کنند، می‌بینند ای بابا این وضعش از آمریکاییه هم خراب تره و مغزش شده پر از مدارای نوری و چیزای عجیب غریب، خلاصه مغز این رو هم جرات نمی‌کنند دست بزنند. بعد جمجمه یک [!] رو باز می‌کنند، می‌بینند تو ش فقط یدونه سیم ازین ور جمجه رفته اونور. باخودشون می‌گن: خوب ما اینو قطع می‌کنیم، اگه دییدم خیلی ضایع شد، فوقش دوباره وصلش می‌کنیم! خلاصه سیمه رو قطع می‌کنند، یهو گوشای [!] میافته!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/9 - 13:53
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ