ehsan
از آزادی سوار تاکسی شدم تا صادقیه میگم چقدر شد
میگه 400تومن
میگم همش دو قدم راهه 400تومن!!
میگه اینطوری قدم برداری شلوارت پاره میشه
mehdi
این روزها تا بارون میزنه...
..
ناخود آگاه بدون چتر از خونه میزنم بیرون و میرم قدم میزنم...
..
نمیدونم چه مرگمه...!!!
..
شاید دلتنگم...
..
شاید نگرانم...
..
شاید غمگینم...
..
یا شایدم تنها....!
..
نمیدونم...
..
ولی* فکر کنم خیلی* داغونم ،چون...
..
بارون قطع میشه ولی هنوز صورت من خیسه
parham
همیشه دزدا یه قدم جلو تر هستن!
ali
صدای قدم هایت...
صداي قدمهايت را هنوز هم ميشنوم.!..
آنروزها عاشقانه با هم گام برميداشتيم.
شبها ستاره بوديم در آسمان، .. و هر صبح ميرفتيم تا رسيدن به خورشيد.
آنروزها در کنار هم، به شمارهي قدمهامان فکر نميکرديم.
آنروزها هيچچيز اهميت نداشت!!!!!!! هيچچيز به اندازهي تو اهميت نداشت.!.
M 0 R i c A R L0
در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن . . . .شرط اول قدم آنست که مجنون باشی

1390/12/4 - 01:01