یافتن پست: #قصه

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
شما یادتون نمیاد اما یه زمانى مد شده بود کسى میخواس برقصه اگه مث شترمرغ گردنشو چپ و راست میتونست بکنه یعنی عجب رقص قشنگی داره و اصن لامصب کلاسی داشت برا خودش اما میخواستم بگم هنوز اون افراد وجود خارجی دارن یا نسل همشون تو افق منقرض شد!!!؟
اگه کسی هنوز مونده بره خودشو معرفی کنه براش بهتره!!
~_~
دیدگاه  •   •   •  1393/02/1 - 14:50
+4
fereshte
fereshte
کوتاه ترین داستان دنیا..................................                                                      روزی روزگاری خدا ما را افرید تا ادم باشیم !                                          قصه ی ما به سر رسید خدا به خواستش نرسید
1 دیدگاه  •   •   •  1393/01/11 - 23:41
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در فولكلور آلمان ، قصه ای هست كه این چنین بیان می شود : مردی صبح از خواب بیدار شد و دید تبرش ناپدید شده . شك كرد كه همسایه اش آن را دزدیده باشد ، برای همین ، تمام روز اور ا زیر نظر گرفت. متوجه شد كه همسایه اش در دزدی مهارت دارد ، مثل یك دزد راه می رود ، مثل دزدی كه می خواهد چیزی را پنهان كند ، پچ پچ می كند ،آن قدر از شكش مطمئن شد كه تصمیم گرفت به خانه برگردد ، لباسش را عوض كند ، نزد قاضی برود و شكایت كند. اما همین كه وارد خانه شد ، تبرش را پیدا كرد . زنش آن را جابه جا كرده بود. مرد از خانه بیرون رفت و دوباره همسایه اش را زیر نظر گرفت و دریافت كه او مثل یك آدم شریف راه می رود ، حرف می زند ، و رفتار می كند! *** پائولو کوئیلو: همیشه این نکته را به یاد داشته باشید که ما انسانها در هر موقعیتی معمولا آن چیزی را می بینیم که دوست داریم ببینیم
دیدگاه  •   •   •  1393/01/6 - 17:38
+5
mary jun
mary jun
کلاغ....
ب خانه ات برس....
قصه ی من تمام شد....!!!
یکی تمام بود و نبودن هایم را....
یکجا برد....!!!
دیدگاه  •   •   •  1393/01/4 - 19:03
+4
mary jun
mary jun
آدم گاهی دوس داره غرق ش
ن در قصه ن در خیال
آدم دوس داره گاهی تو ی آغوش غرق ش  ....
دیدگاه  •   •   •  1393/01/4 - 11:45
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/12/29 - 10:30
+1
behrooz
behrooz
1 دیدگاه  •   •   •  1392/10/21 - 12:01
+6
مرضیه
مرضیه

بابام رفته هویج خریده میگه عَقلت که ناقصه ، مغزتم که کار نمیکنه بگیر این هویجو کوفت کن که حداقل چشمات برای تقلب کار کنه :|

1 دیدگاه  •   •   •  1392/10/20 - 13:53
+9
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ماه من بتاب
در شب نشینی
این آغوش تنها

تا در اعجاز لبانت
بوسه ای کوچ کند
در این نگاه ساکت

تا در آیینه ی چشمانم
لمس کنی
قصه ی هزار و یک شب را
به روی پریشانی موهایم...
.
دیدگاه  •   •   •  1392/10/20 - 10:48
+5
محمد
محمد
یه شب شد هزار شب که دل غنچه ی ما قرار بوده واشه
تو نیستی که دنیا به سازم نرقصه به کامم نباشه
چقد منتظر شم که شاید ازین عشق سراغی بگیری؟
کجا؟
کی؟
کدوم شب منو با تمام دلت میپذیری؟
دیدگاه  •   •   •  1392/10/17 - 20:11
صفحات: 4 5 6 7 8 پست بیشتر

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ