♥ نگار ♥
امروز داشتم ۲۰ صفحه تایپ میکردم یهو یادم اومد زبان ویندوز رو چک نکردم ، کاملا مطمئن بودم که اونی نیست که من میخوام تا سرمو بالا اوردم باورم نمیشد این بار خودش بود ، لج نکرده بود !!!
یه خط دیگه که تایپ کردم برقا رفت …
AmiR
ی وقتای بود که میکفتم و میکفتی مثل ما عاضق نیست
ما باهم میتونیم مثل لیلی ومجنون شیرین و فرهاد یه داستان بشیم
ولی چیشد اون همه چیز و کارای که بینمون بود
تو زدی زیر همه حرفات
ولی من تا اخرش باهاتم
ولی تو معلوم نیست منو بچی فروختی
بعضی وقتا از خودم سوال میکنم که
آیا اشتباه از من بود
و کلی آیا های دیگ که همشون بیجواب موندن
***من از خدا عاجزانه میخوام دنیارو عوض کنه****
binam
گاهی دورانی هست که پشت سر میگذاری به زور
و گاهی دورانی هست که میخواهی گذشتنش طولانی شود
دوران تولد یک رابطه !
دوران مرگ یک رابطه!
سکوت را دوست دارم اما نه برای لبهای تو
برای هنگامی که تو حرف میزنی و من تنها گوش میدهم
رفتنت مرا نشکست
چراکه آمدنت بوی رفتن میداد
روزهای تنهایی هنوز هم سیاهگونه ادامه دارند
خدایا میخواهم استعفا دهم از زندگی روی زمین
کاش میشد که واقعا روی پای خودم بایستم
نه روی پای جسمم
بی نام