یافتن پست: #میخ

سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
تو قرن 21 وقتی میخوای از خودپرداز بانک پول بگیری باید از نفر قبلی بپرسی که کار میکنه؟ سیستم بانکداری هوشمند ایرانی
دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 16:39
+9
علـــــــــــــــــی
علـــــــــــــــــی
حالا که منو نمیخوای برو به سلامتـــ
دیگه کاری باهات ندارمـــ
فقطاگه دیدی هوا بارونیهـــه بدون اشکای منه که داره میریزهــ
راستی چتر برداشتیـــ ؟؟؟
لباس گرمــــ چطور ؟؟؟
دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 16:38
+4
sepideh
sepideh
شاعر قرن20: هوا بس ناجوانمردانه سرد است
شاعر قرن21: بووووووووووووسرده کاپشنم کو؟
آخرین ویرایش توسط sepideh در [1391/01/15 - 16:38]
8 دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 16:37
+11
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
احساسات خطرناکی روحم رو احاطه می کنن

و این به این معنیه که من تنهام

به تو نیاز دارم هرجا که باشی

الان بهت نیاز دارم تا منو با خودت به اون دور دورا ببری

میخوام بدوم، درست مثل صدا

من جایی بودم، و اطمینان دارم که تو اون دورو برا بودی

و حالا معنی زندگی رو بهم دادی
با تو احساس می کنم زنده ام
آخرین ویرایش توسط sin_sin در [1391/01/15 - 16:35]
دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 16:34
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
سلامتی اونایی که پستاشون لایک نمییخوره
سلامتی اونایی که کسی پروفایلشون رو محل نمیذاره
سلامتی اونایی که حتی "Poke" هم نمیخورن
سلامتی اونایی که سالی یه فرند ریکوئست هم ندارن
سلامتی اونایی که واقعی بودن ولی شرایط مجازیشون کرد
...سلامتی فرندای مجازی که اشکای تنهاییتو نمیبینن .....
دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 15:42
+4
peyman
peyman
دلم 1 غریبه میخواهد
بیاید بنشیند فقط سکوت کند

من هـی حرف بزنم...
و بزنم و بزنم...
تا کمی کم شود از این همه بار.

بعد بلند شود و برود

نه نصیحتی نه.....

انگار نه انگار!!
دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 12:39
+6
-1
behzad
behzad
يارو عکسمو ديده ميگه:اااا دماغ خودته اين؟
پـَـَــــ نــه پـَـَــــ دماغ اجدادمه که بيني به بيني، نسل به نسل منتقل شده الان رسيده به من!!!!
رفتیم بلیت کانادا بگیریم زنه میگه سیاحتیه؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ زیارتیه میخوام برم امامزاده سید ریچارد
دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 11:35
+10
ramin
ramin
رفاقت معرفت میخواد...وگرنه با یه استخوان صد تا سگ رفیقت میشن!!!
دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 01:47
+10
Alireza
Alireza
میروم تا در میخانه کمی مست کنم

جرعه بالا بزنم انچه نبایست کنم

آنقدر مست که اندوه جهانم برود

استکان روی لبم باشد و جانم برود

برود هر که دلش خواست شکایت بکند

شهر باید به من دیوانه عادت بکند
آخرین ویرایش توسط Belondy در [1391/01/14 - 22:23]
دیدگاه  •   •   •  1391/01/14 - 22:22
+6
payam65
payam65
روزگارم بد نیست غم كم میخورم

كم كه نه هر روز كمكم میخورم

عشق از من دورو پایم لنگ بود

غیمتش بسیار دستم تنگ بود

گر نرفتم هر دو پایم خسته بود

شیشه گر افتاد هر دو دستم بسته بود

چند روز یست كه حالم بد نیست

حال ما از این و آن پرسید نیست

گاه بر زمین زل میزنم گاه بر حافظ تفعل میزنم

حافظ فرزانه دل فالم را گرفت یك غزل آمدوحالم را گرفت

مازیاران چشم یاری داشتیمخود غلط بود آنچه ماپنداشتیم
دیدگاه  •   •   •  1391/01/14 - 22:01
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ