یافتن پست: #می

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/06/26 - 22:43
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/06/26 - 22:40
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/06/26 - 22:22
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
پسر به دختر گفت : من همه تیله هامو
بهت میدم؛ در عوض تو همه شیرینیهات رو به من بده !

دختر کوچولو قبول کرد اما پسر کوچولو
بزرگترین و قشنگترین تیله رو یواشکی واسه خودش برداشت و بقیه رو به دختر کوچولو
داد…!

اما دختر کوچولو در کمال صداقت و طبق
قولی که داده بود تمام شیرینیهایش را به پسرک داد…

آن شب دختر کوچولو با آرامش تمام
خوابید و راحت خوابش برد.

ولی پسر کوچولو نمی توانست بخوابد ،
چون به این فکر می کرد که همانطور که خودش بهترین تیله اش را یواشکی پنهان کرده
شاید دختر کوچولو هم مثل او مقداری از شیرینیهایش را قایم کرده و همه شیرینی هایش
را به او نداده …!!!
دیدگاه  •   •   •  1393/06/26 - 22:07
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/06/26 - 22:03
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/06/26 - 22:02
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/06/26 - 22:00
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/06/26 - 21:57
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
اعتراف میکنم به عنوان ۱ مهندس میخواستم دیوار رو سوراخ کنم، شک داشتم که از زیر جایی که میخوام سوراخ کنم سیم برق رد شده باشه، واسه اینکه برق نگیرتم فیوز رو قطع کردم، تازه وقتی دیدم دریل کار نمیکنه کلی غصه خوردم که دریل سوخت .. :-S
دیدگاه  •   •   •  1393/06/26 - 21:54
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
آخرین ویرایش توسط NEGAR1992 در [1393/06/26 - 21:51]
دیدگاه  •   •   •  1393/06/26 - 21:49
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ