یافتن پست: #می

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
نمی‌خواهم بمیرم
می‌خواهم شریک روز نو باشم و
بامداد نو.
نمی‌خواهم بمیرم
عیش ترانه‌های شکوفای تازه را می‌جویم
ترانه‌های تازه‌ی روستاها را.
نمی‌خواهم بمیرم
میل خواندن کتاب‌های نو دارم و
شور ستایش معرفت تازه را.
نمی‌خواهم بمیرم
پر شدت می‌خواهم زندگانی‌ام را و
و در سر آرزوی ترمیم ریشه‌هایم را می‌پروانم،
نمی‌خواهم در این خاک
زندگی‌ام را رها کنم.
دیدگاه  •   •   •  1392/05/10 - 16:34
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
چشم می‌گشایم.
تو را نمی‌بینم،
میان مه‌ای.
مه:
به نظاره واضح نمی‌شود
به دست‌ها تکان نمی‌خورد
به خواستن نمی‌میرد.
مه.
نگاه، برای چه؟
و اراده‌، بی‌مصرف.
چشم می‌بندم.
نمی‌بینمت، درمی‌یابمت
و دارمت. از آنِ من.
هستی، هستم، کنار تو،
تو در میان مه‌ای.
دیدگاه  •   •   •  1392/05/10 - 16:32
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دلم می‌خواست جای دیگری باشم
در شهرهای دست‌باف.
دیدار کنم با کسانی
هنوز به دنبا نیامده.
لااقل می‌شد تنها باشیم،
سرخوش
بی‌هیچ وقفه‌ای.
نه رسیدنی، نه عزیمتی
و نه جنگی که با ما بجنگد.
نه انسانیتی، نه ارتشی و نه سلاحی
و مرگی سرخوش،
شوخ،
در کتاب‌خانه،
‌یک زمان چند جلدی.
و عشق،
فصلی دیوانه
که بگرداند صفحات دلمان را
به نجوا.
دیدگاه  •   •   •  1392/05/10 - 16:31
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
از تنهایی‌های بزرگ و بی‌ژرفا
از غم‌های عمیق و بی‌اساس.
از اندوه‌هایی که می‌فشرند
گلوگاهش را.
از رویاهای متکثر در بی‌زمانی.
از پرسش‌های ابدی بی‌جواب.
از ریسمان‌هایی که بسته می‌شوند دورِ دست‌ها.
از تلخ و شیرین تکراری نوستالژی.
چنین ساخته شد این زن
در فریاد و سکوت‌.
دیدگاه  •   •   •  1392/05/10 - 16:29
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
به آسمان که چشم می دوزم

آسمان است

و در پشت آن چیزی را

نمی جویم

زیرا آسمان در آسمان

است

و من فقط چشم به آسمان

دوخته ام
دیدگاه  •   •   •  1392/05/10 - 16:26
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در CARLO
برای دیدن چشم هایم را

بسته ام

و برای گفتن فقط اشاره ای

می کنم

ولی به آنجا می روم

که می دانم

ولی پایان را چشم بسته

شناخته ام

و به جای رفتن نشسته ام

و برای گفتن فقط اشاره ای

می کنم بر پایان

که آن را ندیده شناخته ام
دیدگاه  •   •   •  1392/05/10 - 16:24
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
عزیز من

ای کاش من و تو در گلبرگ بودیم تا در هنگام خزان

من زودتر از تو می افتادم تا وقتی تو می افتی تو را در آغوش بگیرم...
دیدگاه  •   •   •  1392/05/10 - 16:23
+2
roya
roya
در CARLO

تونل ها ثابت کردند که حتی در دل سنگ هم ، راهی برای عبور هست …


ما که کمتر از آنها نیستیم ، پس نا امیدی چرا . . . ؟


دیدگاه  •   •   •  1392/05/10 - 16:11
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدین بعضی شاعرا میگن:
" زیر باران گریه کردم تا تو اشکامو نبینی "
من موندم چرا این که اینقدر تلاش کرده که نبینه داره خودشو لوووو میده ؟؟!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/10 - 16:01
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
 ------------------------عکست را که نگاه میکنم انگار

قرن هاست که میشناسمت

خیلی دلم هوایت را میخواهد ...

هوای دلی را میخواهد که هوایم را ندارد این روزها ..

دلم را برای برگشتن دوبارات چراغونی کرده ام .....
دیدگاه  •   •   •  1392/05/10 - 15:59
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ