یافتن پست: #می

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
██░░░سیگار
██░░░تعارف ، آتش...

██░░░وچه تلخ بود قهوه ات وقتی قهر کردی...
██░░░تو راست میگفتی
██░░░تو همیشه صادقی
██░░░من افکارم کهنه شده است
██░░░تو در وزن تجدد اشعار امروزی
██░░░من از عصر دوم یخبندان...

██░░░تو زیبا که میشوی چشمانت پر از برف میشود
██░░░من اما گریه که میکنم زیباترین مرد دنیا...

██░░░تو همیشه درست می گویی...

██░░░██░░░██░░░██░░░██شاعر که چای نمی خورد
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 17:42
+2
saman
saman
در CARLO
ای نوری که سیاهی قلبم را زدودی و به نور عشق روشن نمودی


روزی که چشمانم تورا دید تنها روزی بود که حکمت دیدن را


در یافتم و روزی که رفتی حکمت گریستن را


اما ندیدی که چگونه بی تو اشکهایم می بارید و وقتی چهره ات


را برگرداندی مرا بی اشک دیدی گمان بردی که من سنگم


باشد که عاشقت باشم چرا که عاشقت هستم
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 17:38
+4
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
ﺁﯾﺎ ﻣﯿﺪﺍﻧﺴﺘﯿﺪ ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺭﺩ ﺷﺪﻥ ﺍﺯ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﻫﺎﯼ ﯾﮏ ﻃﺮﻓﻪ ﺍﮔﺮ ﺩﻭ ﻃﺮﻑ ﺭﺍ ﻧﮕﺎﻩ ﻧﮑﻨﯿﺪ ﻣﯿﻤﯿﺮﯾﺪ !؟
1 دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 17:33
+7
sasan pool
sasan pool
آخرین ویرایش توسط sasfh12 در [1392/04/12 - 17:40]
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 17:32
+1
alifabregas
alifabregas
2 دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 17:28
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
آخرین ویرایش توسط NEGAR1992 در [1392/04/12 - 17:30]
4 دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 17:27
+5
saman
saman
در CARLO
می زنم کبریت بر تنهایی ام

تا بسوزد ریشۀ بی تابی ام

می روم تا هر چه غم پارو کنم

خانه ام را باز هم جارو کنم

می روم تا موی خود شانه کنم

خنده را مهمان این خانه کنم

می روم تا پرده هارا واکنم

دوست دارم؛ دوست دارم

عشق را معنا کنم

شادی ام را رنگ آبی می زنم

بوسه بر طعم گلابی می زنم

می دوم خندان به سوی آینه

باز می خندم؛ به روی آینه

می زنم یک شاخه گل بر موی خود

می نشینم باز بر زانوی خود

می نشانم روی دستم یک کتاب

تا بخوانم باز هم یک شعر ناب

آری!آری! این منم این شاد و مست

دوست دارم عاشقی را هرچه هست
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 17:24
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
وقـتی تــــــو بـا مـنی


تـرافیـــک


میتونه زیباترین مکــــــث عالـم باشــه ... !!!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 17:24
+4
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
می شکنم آینه رو تا دوباره نخواد از گذشته ها حرف بزنه،آینه میشکنه هزار تیکه میشه ،اما باز تو هر تیکش ع[!] منه ،عکسا با دهن کجی بهم میگن چشم امید ببر از آسمون ،روزا با همدیگه فرخی ندارن بوی کهنگی میدن تمومشون...
آخرین ویرایش توسط Edward-Marion در [1392/04/12 - 17:25]
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 17:23
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
1 دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 17:20
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ