یافتن پست: #نمی

zahra
zahra
بهمن و علی(اصفهانی) سرباز بودن. بهمن ميميره، علی ميره برای خانواده بهمن تلگراف بزنه که بهمن مرده. مسئول تلگراف‌خونه می‌گه: هر کلمه هزار تومان، برای تاريخ و امضا هم پول نمی‌گيريم. علی می‌گه بنويس: بهمن تير خرداد مرداد !
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 01:16
+8
ebrahim
ebrahim
( یه توپ دارم قلقلیه ) پَ نه پَ شش ضلعی نامنتظمه... ( میزنم زمین هوا میره ) پَ نه پَ می خواستی زمینو حفر کنه برسه مرکز زمین... ( نمی دونی تا کجا میره )پَ نه پَ می دونم نمیگم که ریا نشه... ( من این توپو نداشتم ) پَ نه پَ داشتی ، رو نمی کردی... ( مشقامو خوب نوشتم ) پَ نه پَ همش برو دنبال یللّی تللّی... ( بابام بهم عیدی داد ) پَ نه پَ می خواستی روز مادر بهت کادو بده... ( یه توپ قلقلی داد ) پَ نه پَ می خواستی یه دونه بی ام ۷۳۰ بهت بده !!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 00:54
+5
aB'Bas S
aB'Bas S
تو به من خندیدی و نمی دانستی من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیم باغبان از پی من تند دوید سیب را دست تو دید غضب آلوده به من کرد نگاه سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک و تو رفتی و هنوز سالهاست که در گوش من آرام آرام خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم و من اندیشه کنان غرق این پندارم که چرا خانه کوچک ما سیب نداشت...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 00:28
+6
ebrahim
ebrahim
شوخ طبعی یکی از ویژگی های مردان جذابه...
.
.
.
.
.
.
.
.
.
اما به یاد داشته باشید که هرگز دختری رو پیدا نمیکنید که بیخیال بهرام رادان بشه و بره سراغ حمیدماهی صفت !!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 00:23
+3
مهسا
مهسا
بی تفاوت مگذر ... بی تو هیچم به خدا ... قدر این سینه ی پرمهر بدان ... در دل خسته بمان ... این نفس ها به خدا ارزان نیست ... بر نمی گردد هیچ ... شاید امروز چو بگذشت نباشم فردا ... آه ... شاید نبینی دگرم !!!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/30 - 21:49
+7
مهسا
مهسا
زندگی وقت کمی بود و نمی دانستیم همه ی عمر دمی بود و نمی دانستیم ... حسرت رد شدن ثانیه های کوچک فرصت مغتنمی بود و نمیدانستیم ... تشنه لب عمر به سر رفت و به قول سهراب آب در یک قدمی بود و نمیدانستیم !!!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/30 - 21:44
+6
مهسا
مهسا
خدایا ... کودکان گل فروش را می بینی ؟؟؟ مردان خانه به دوش ... دختران تن فروش ... مادران سیاه پوش ... واعظان دین فروش ... محراب های فرش پوش ... انسان های آدم فروش ... همه را می بینی ؟؟؟ میخواهم یک تکه آسمان کلنگی بخرم دیگر زمینت بوی زندگی نمی دهد !!!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/30 - 21:43
+6
مهسا
مهسا
خاطرات آدم مثل یه تیغ کند میمونه که رو رگت میکشی! نمیبره اما تا میتونه زخمیت میکنه
دیدگاه  •   •   •  1390/10/30 - 21:15
+4
رضا
رضا
کاش میشد به احساس دروغ گفت کاش میشد به این دل تشر زد کاش میشد که دوری نمی بود یا پشت شهر فاصله احساس نمی مرد کاش دنیا کمی مهربون بود کاش که این لطف که این عشق که این حال و هوایم نمیزد پر خود به دریای خیالم نمیرفت سر کوه نمیرفت سر دشت نمیرفت بیابان بیابان نگاهم بیابان صدایم کاش نمیرفت به هرجا هوس کرد کاش که میشد پرد سوی یارم و میبرد معنای فاصله را ز یادم و معنا میکرد برایم وصالش کاش که احساس بمیرد نبیند که سوختم ز عشق نهانش نهانش
دیدگاه  •   •   •  1390/10/30 - 20:57
+5
mina_z
mina_z
حق با کشیش ها بود گالیله...!!! زمین آنقدر ها که فکر می کنی گرد نیست و هرکس که میرود باز نمیگردد..................!!!!!!!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/30 - 20:55
+9

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ