یافتن پست: #ها

saman
saman

نه اولش پیداست
و نه آخرش


با این همه
باید تا آخرش بروم


بگذار بنشینم و
نفس تازه کنم


نترس
تصمیم من عوض نمی شود


به سنگی بدل نمی شوم
که کنار راه افتاده باشد


نترس
این بار هم که
تاول پاهایم خشک شود


دوباره عاشقت می شوم
دوباره راه می افتم
دوباره گم می شوم


هر طور شده
این راه را تا آخر می روم …

(نجیب زاده)

دیدگاه  •   •   •  1392/05/20 - 16:44
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
مرد : ناهار چی داریم ؟

زن : ماکارونی

مرد : نمی خورم دوست ندارم

زن : چطور شنبه و یک شنبه و دو شنبه

و سه شنبه و چهار شنبه و پنج شنبه خوردی دوست داشتی !
دیدگاه  •   •   •  1392/05/20 - 16:37
+4
saman
saman

دلم گرفته است
دلم گرفته است
به ایوان می‌رَوم و انگشتانم را
بر پوستِ کشیده‌ی شب می‌کِشم
چراغ‌های رابطه تاریکند
چراغ‌های رابطه تاریکند
کسی مَرا به آفتاب معرفی نخواهد کرد
کسی مَرا به میهمانی گنجشک‌ها نخواهد بُرد
پرواز را به خاطر بسپار
پرنده مُردنی‌ست


[فروغ فرخ زاد]

دیدگاه  •   •   •  1392/05/20 - 16:33
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
اردی بهشت هم باشد

اما تو که نباشی

تمام سال من بوی جهنم میدهد

یه چشمهایت قسم....
دیدگاه  •   •   •  1392/05/20 - 16:33
+3
saman
saman
گاهى وقت ها
دلم مى خواهد یکى را صدا کنم
بگم سلام ،
مى آیى قدم بزنیم ؟
گاهى ..
آدم چه چیزهاى ساده اى را
ندارد …!

(نجیب زاده)
دیدگاه  •   •   •  1392/05/20 - 16:29
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
گـــاهی پـــــــروانه ها هم

اشتباه عاشــــــــــق میشوند.....

بجای

شـــــــــــــــــــــــــــــــــــــمع

گرد چراغهای بی احساس خیابانها میگردند...
دیدگاه  •   •   •  1392/05/20 - 16:26
+3
saman
saman
از دور تو را دوست دارم،
بی هیچ، عطری
آغـوشی
لمسی
و یا حتی بوسه‌ای.
تنها
دوستت دارم،
از دور … !


(نجیب زاده)
دیدگاه  •   •   •  1392/05/20 - 16:24
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
امروز تو ایستگاه بودم سه تا دختر رو به روم بودن یه پسر هم اون ور

دختر اولی:وای چقد خوبه این پسره

دومی:خوش به حال جی افش

سومی:جوون

یه دختر دیگه هم به اینا پیوست

چهارمى:دوست پسرمو دیدین؟

اولی:وایی این عن چهره دوست پسرته؟

دومى:حیف تو

سومى: اه اه

پسره :|

دختره :|

من :|
دیدگاه  •   •   •  1392/05/20 - 16:24
+2
saman
saman

یادت هست مادر؟ اسم قاشق را گذاشتی :هواپیما .قطار.کشتی


تا یک لقمه بیشتر بخورم


یادت هست مادر؟ شدی خلبان ملوان لوکوموتیوران.


میگفتی بخور تا بزرگ بشی!


ومن عادت کردم هرچیزی را بدون آنکه دوست داشته باشم قورت بدهم …!


حتی بغض های نترکیده ام را …!

دیدگاه  •   •   •  1392/05/20 - 16:23
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تجویز دارو برای پسرهایی که کارت شارژ واسه دخترا میخرن
.
.
.
.
.
.
.
.
سه بسته خاک برات نوشتم هر هشت ساعت میریزی رو سرت:|
دیدگاه  •   •   •  1392/05/20 - 16:17
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ