یافتن پست: #ها

sasan pool
sasan pool
زنها تا وقتی شوهر ندارن فقط شوهر میخوان ولی وقتی شوهر کردن دیگه همه چیز میخوان
دیدگاه  •   •   •  1392/04/10 - 17:28
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ئه وین و ئه سرین وئامانج
سه هاوره ی نزیکن
ئه وین ئامانج جوان ده کات
ئامانج ئه وین قایم ده کات
ئه سرین ده باریت
تا ئه وین بمینیت بو ئامانج شیعر بخوینی ...

عشق واشک و آرمان سه دوست نزدیک هم هستند .
عشق آرمان را زیبا می کند
آرمان عشق را محکم می نماید و اشک هم می بارد تا عشق بماند و برای آرمان شعر بخواند .

بهزاد ساوانا
دیدگاه  •   •   •  1392/04/10 - 17:25
+2
saman
saman
دیشب در جاده های سکوت در ایستگاه عشق هرچه منتظر ماندم

کسی برای لمس تنهاییم توقف نکرد و من تنها تر از همیشه به خانه برگشتم . . .
دیدگاه  •   •   •  1392/04/10 - 17:25
+5
roya
roya
در CARLO
تنها فایده ای که زاویه پرتاب تو فیزیک داشت

این بود که تو

Angry birds

تبدیل ب ابر قدرت شدم
دیدگاه  •   •   •  1392/04/10 - 17:24
+5
saqar
saqar
در CARLO
کسی که طعم تنهایی را می چشد دیگر همه ی ترس ها در او از بین رفته و صاحب تجربه ی بهتر شده است و راه ا ستفاده از این تجربه ها را نیز به دست آورده است پس در هر شری خیری هم است
دیدگاه  •   •   •  1392/04/10 - 17:18
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
به محضِ اینکه احساس کردین غرورتون بازیچه کسی شده . . .

کوله بارِ آرزوهاتونو بردارین و بزنین به چاک! ! !

داغِ زانو زدنتون رو. . .

به دل هر کی که با غرورتون بازی می کنه بزارین !
دیدگاه  •   •   •  1392/04/10 - 17:18
+4
saman
saman
هیچکس ویرانی ام را حس نکرد / وسعت تنهایی ام را حس نکرد

در میان خنده های تلخ من / گریه پنهانیم را حس نکرد

آنکه با آغاز من مانوس بود / لحظه پایانیم را حس نکرد . . .
دیدگاه  •   •   •  1392/04/10 - 17:13
+4
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
دوستت دارم چون تنها ترين فکر تنهايي مني.دوستت دارم چون زيباترين لحظات زندگي مني.دوستت دارم چون زيباترين روياي خواب مني.دوستت دارم چون زيباترين خاطرات مني . دوستت دارم چون به يک نگاه،عشق مني... اگه گفتی کیو میگم ؟ {-26-}
3 دیدگاه  •   •   •  1392/04/10 - 17:06
+11
saqar
saqar
در CARLO
اخیرا کشف کردند که حرف مورد علاقه ی دختر های ایرانی در زبان فارسی (پ) و (خ) می باشد، مثلا :دوست دارند که (پول) (خرج) کنند. (پسر) (خر) کنند. (پدر) (خام) کنند..(پاسپورت) بگیرند برن (خارج). و.... این داستان ادامه دارد....
دیدگاه  •   •   •  1392/04/10 - 17:05
+5
ساناز
ساناز
امتحان داشتیم دیروز صب پسره داش تقلب میکرد، مراقبمون که یه خانم بود یهو دیدش. پسره هم سریع تقلبو گذاش لای پاش... یهو طرف با عصبانیت اومد بالا سرپسره گفت :زود باش اونی که لای پاته بده من ببینم!!!! من {-7-} اون {-16-} بچه های سر جلسه {-15-}
دیدگاه  •   •   •  1392/04/10 - 17:05
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ