یافتن پست: #چشم

*elnaz* *
*elnaz* *
زیر یکی از چشمانــــــــــم را کبود کـــــــــرده مشتـــــــــــ بزرگ روزگــــــــــار......
دیدگاه  •   •   •  1392/07/12 - 13:50
+5
sayeh
sayeh
در خابم هم راحتم نمی گذاری؟

بی خبر میای....
صدایم میکنی.....
تا چشمانم را باز میکنم باز هم نیستی.....
دیدگاه  •   •   •  1392/07/12 - 12:39
+2
be to che???!!
be to che???!!
دیدگاه  •   •   •  1392/07/12 - 11:29
+2
be to che???!!
be to che???!!
يه سري مردا هستن
تيپ هاي سنگين خاصي ميزنن اكثرا مشكي پوشن.
اودكلن خاص ، مثلا لاليك ميزنن
قهوه رو بدون شير و شكر ميخورن ؛ تلخه تلخ !
مردايي كه سوار ماشين مشكيشون ميشن و ساعت 1 شب به بعد تنها تو خيابونا رانندگي ميكنن
در حالي كه يه آهنگ خاصو 100 بار گوش ميكنن همونايي كه تنها كافه و رستوران ميرن .
شبا تنهايي قدم مي زنن و سيگارشون رو بي تفاوت به همه چي مي كشن...
از دور كه نگاشون ميكني ابروهاشون گره خورده تو هم ، همش فكر ميكنن
ولي وقتي نزديك ميري و باهاشون صحبت ميكني با نگاه و آرامش خاصي باهات حرف ميزنن !
اينا بهترين آدما برا درد و دلن .
همونايي كه راجبه همه چيز اطلاعات دارن و نگفته ميفهمن
اما اين مردا يه زمان مثل بقيه مرداي معمولي بودن !!!
اسپورت ميپوشيدن ، با صداي بلند ميخنديدن ، فوتبال ميديدن ، چشم چروني ميكردن و ...
خلاصه عين خيالشون نبود و رنگي بودن !
تا اينكه يه روز، يكل تو زندگي شون اومد عاشق شدن زني كه زندگيشون رو عوض كرد ،
تنهاشون گذاشت و رفت !!!
از اون روز اين مردا خيلي عجيب و خاص شدن .
خلاصه اين مردا از دور خيلي خوب و جذابن ولي اگه بخواي وارد زندگيشون بشي
وقتي بهشون بگي دوست دارم ، غصه رو تو چشاشون ميبيني ... !
انتظار نداشته باش بهت بگن منم دوست دارم !!!
مكالمه هاي تلفنيشون كوتاه و مختصره و اكثرا زياد حرف نميزنن
برا قرارشون عجله و هيجان ندارن ! اين مردا ديگه خيلي سخت اعتماد ميكنن !
اگه بهشون دروغ بگي ، سعي نميكنن ثابت كنن و مچ بگيرن بلكه يه لبخند كوچيك با چشاي خمار ميزنن
و آروم پا ميشن و ميرن وقتي رفتن ديگه هيچ وقت برنميگردن .
حالا حالا ها گذشت ندارن و اصلا فكر نكن دل رحمن ... !
اين مردا بزرگترين درداي دنيا رو تحمل كردن يادت نره ديگه هر دردي براشون درد نيست
آخرین ویرایش توسط asalam در [1392/07/12 - 11:21]
دیدگاه  •   •   •  1392/07/12 - 11:20
+4
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
عاشق اون لحظه ام که استاد حین درس دادن زل میزنه تو چشمای من و من در حالی که هیچی نفهمیدم، سرمو به نشونه تأیید تکو ن میدم {-33-}
آخرین ویرایش توسط Edward-Marion در [1392/07/11 - 21:32]
دیدگاه  •   •   •  1392/07/11 - 21:31
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
چشم هایم ابستن است
از لحظه های انتظار
من رو به روی آیینه ها
بیدار خواهم کرد چشمانم را
تا فارغ شوند از این ابستنی لحظه ها
آنجا که رسالت اندام تو پدیدار شود
تا در تب سنگین آینه جا نماند
تا در خلوتمان
مهتاب پدیدار باشد.(7/7/92
دیدگاه  •   •   •  1392/07/11 - 16:00
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/07/11 - 15:49
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
اسرار نمیکنم که برگردی فقط ازت می خوام بــم بگی چیکار کردم؟!
که نتونستی همراه ِ من باشی
تو زندگی
ناراحتم ولی تو راحت باش
روزای ِ از این بدترم دیدم نگگات می کردم ولی انگار
منظور ِ چشماتو نفهمیدم
.
من باتو فهمیدم تو زندگی یه چیزایی رو نباید بگی
وقتی زیاد گفتم دوست دارم
تبدیل شدم به روزمرگی
من باتو فهمیدم تو زندگی یه چیزایی رو نباید بگی
وقتی زیاد گفتم دوست دارم
تبدیل شدم به روزمرگی
دیدگاه  •   •   •  1392/07/11 - 15:34
+4
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
کاش چشمانم را می بستم و اول زمستان باز میکردم !
امسال بی تو تحمل نبودنت را در پاییز ندارم
دیدگاه  •   •   •  1392/07/11 - 14:55
+3
*elnaz* *
*elnaz* *
نمي دانم انگار کسی برایم نماز باران خوانده کع این روزها...آسمان چشم هایم همیشه بارانی ست...!
دیدگاه  •   •   •  1392/07/11 - 14:13
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ