به چشمی اعتماد کن که به جای صورت سیرتت را بنگرد به دلی دل بسپار که جای خالی برای تو داشته باشد! و دستی را بپذیر که باز شدن را بهتر از مشت شدن آموخته باشد.
پشت چراغ قرمز ، پسرکی با چشمانی معصوم و دستانی کوچک گفت : چسب زخم نمی خواهید ؟ پنج تا صدتومان ، آهی کشیدم و با خود گفتم : تمام چسب زخم هایت را هم که بخرم ، نه زخم های من خوب میشود نه زخم های تو .