یافتن پست: #کش

☺SAEED☻
☺SAEED☻
از یه عربه پرسیدن شما به خاطر نفت کشورتون اینقدر پول دار هستید؟
نتونست بگه” پــَـــ نــَـــ پــَــــ ” , مـُـرد !
دیدگاه  •   •   •  1390/12/10 - 16:55
+6
Hossein Behzadi
Hossein Behzadi
‫آدم بین میلیونها اسپرم اول بشه بعد بین 200 تا کشور در ایران به دنیا بیاد؟ نه این واقعا تراژدی نیست؟‬
دیدگاه  •   •   •  1390/12/10 - 15:53
+4
ebrahim
ebrahim
زن خوب از نظر صدا و سیمای ما
زن خوب کسی است که در منزل فقط پیراهن مردانه می پوشد .

زن خوب کسی است که با استفراغ اعلام حاملگی کند.
زن خوب کسی است که صبح از اتاق دیگری بیرون بیاید و به همسر خود صبح بخیر بگوید.
... زن خوب کسی است که فقط وقتی جلوی آینه بایستد که بخواهد گریه کند!
تبصره : این آینه حتما باید در مستراح باشد نه آینه آرایش!
زن خوب کسی است که جلوی دوربین نمی دود.
زن خوب کسی است که لباسش حداقل ۳ الی ۴ سایز بزرگتر باشد!
مجری خوب زن هرگز اسم کوچکش افشا نمی شود!
زن خوب کسی است که در صحنه های عروسی فقط لبخند بزند .
زن خوب کسی است که اگر متأهل باشد حتما خانه دار است، اما اگر مجرد باشد می تواند شاغل باشد!
زن خوب کسی است که اگر در خیابان با مردی تصادف کرد، حتما تا قسمت آخر سریال با او ازدواج کند!
زن خوب کسی است که هرگز مانتو نمی پوشد، عینک آفتابی نمی زند، اسم عربی دارد، اگر بالای چهل ساله باشد یا در حال ظرف شستن است یا لباس دوختن، زن خوب هرگز در حال مطالعه نیست.
زن خوب کسی است که غیر از لباس سیاه، قهوه ای یا خاکستری بپوشد.
زن خوب کسی است که اگر شوهرش ازدواج مجدد کرد، در پایان او را ببخش
دیدگاه  •   •   •  1390/12/10 - 15:14
+6
sasan pool
sasan pool
خب من دیگه باید برم حال و روزم خوش نیست.خیلی ناراحتم.برم سبک بشم.این هم آخرین مطلب امروز تا شب اگه زنده بودم بیام.این شعر من خیلی دوست دارم از حامی هست.
شبها که بغض می کنی دنیا سکوت می کنه

زمان به صفر می رسه زمین سقوط می کنه

شبها که بغض می کنی به مرز مرگ می رسم

به گریه کوچ می کنم ببین چقدر بی کسم

دریایی از آرامشی من طرحی از خروش رود

زیباترین شعر جهان چشمای غمگین تو بود

ما از کدوم ساعت شب درگیر این تولدیم

که دیر به هم رسیدیم و بی وقفه شکل هم شدیم

تو که به غنچه کردن گلای باغچه دلخوشی

از عمق خاکستر شب چگونه شعله می کشی

فرصت بده گریه کنم که بی نهایت عاشقم

فکر گریز از شب و توفان این دقایقم

بگو کجای زندگیم گم شده بودی عشق من

که خاطرات من همه در تو خلاصه می شدن

شبها که بغض می کنی دنیا سکوت می کنه

زمان به صفر می رسه زمین سقوط می کنه

شبها که بغض می کنی به مرز مرگ می رسم

به گریه کوچ می کنم ببین چقدر بی کسم
خدا نگهدارتون.{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-22-}{-22-}{-22-}{-22-}{-22-}{-22-}{-22-}{-22-}{-22-}{-22-}{-22-}{-22-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/10 - 12:52
+3
sasan pool
sasan pool
-پریا
فیلم بسبار زیبای شب یلدا : زخم های آدم سرمایه است حامد سرمایه ات رو با
این و اون تقسیم نکن داد نکش حوار نکش آروم و بی سر و صدا همه چیزو تحمل کن{-37-}{-37-}{-37-}{-37-}{-37-}{-37-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/10 - 12:37
+2
sasan pool
sasan pool
وقتی نیستی یه خونه صدای تو
با خودم حرف میزنم به جای تو
هی قدم میزنمو اشک میریزم
نمیدونی پر غصه م عزیزم

میشینم سر روی زانو میذارم
به خدا دیگه دارم کم میارم
واسه من نذاشتی هیچ نشونه ای
تازه فهمیدم چقدر دیوونه ای

فکر میکردم میشه بود ازت جدا
منو از رو بردی برگردُ بیا
نمیدونی الان دارم چی میکشم
فکر نمیکردم که دلتنگت بشم

فکر میکردم میشه بود ازت جدا
منو از رو بردی برگرد ُ بیا
نمیدونی الان دارم چی میکشم
فکر نمیکردم که دلتنگت بشم

غم غربت داره این اتاق من
نذار گریه باز بیاد سراغ من
تا نمردم تنها توی خونمون
عزیزم خودتو زودتر برسون
{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/10 - 12:05
+1
mah3a
mah3a
چاقو رگِ دستم را زد ... نگران نباش ... رگِ خوش غیرتیِ من بود ... که برای تو سینه سپر می کرد ... من هنوز نفس می کشم و روی اسم تو خط قرمز کشیدم ...
.
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/10 - 11:19
+7
mah3a
mah3a
حترامت واجبه خان دایی ، اما حرف از مردونگی نزن که هیچ خوشم نمیاد ،کی واسم قده

یه نخود مردونوگی رو کرد که من واسش یه خروار رو کنم ، این دنیا همیشه برای من کلک بوده و نا مردی ،

به هر کی گفتم نوکرتم با خنجر کوبید تو این جیگرم ، دیدم یه فرمون که میتونست یه محلی

رو جابه جا کنه ، وقتی زجرش میدادن ، میرفت عرق میخوردو عربده میکشید ، دیوارها تکون میخوردن و، هر چی نامرد بود ای نوهوو

موش تو سوراخ قائم میشدن ، چییییییی شوووووود ؟

رفت زیارت و گذاشت کنار،مثل یه مرد شورو کرد کاسبی کردنو پوله حلال خوردن، اما مگه گذاشتن؟

این نظامه روزگاره، یعنی این روزگاره خان دائی ، نزنی!! میز[!] !

حالا داش فرمون گجاسسست ، اون فاطی که تو این دنیا آزارش به یه مورچه هم نرسیده بود گجاسسسست؟!
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/10 - 10:37
+5
t  @  r  @  n  e
t @ r @ n e
زندگی به تعداد لحظاتی که توش نفس می کشی نیست!
به تعداد لحظاتیه که توش نفست بند میاد!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/10 - 00:25
+5
mah3a
mah3a
ندر احوالات مقدم بودن خانم ها-}

کشتی در حال غرق شدن بود...مردها رفتند تا در آب بپرند و تا ساحل شنا کنند.اما ناخدا گفت:خانم ها مقدم اند!خانم ها از ناخدا تشکر کردند و در آب پریدند.بعد از مدتی کوتاه،ناخدا گفت:خب مردان!کوسه ها به اندازه ی کافی سیر شدند،می توانید بروید!!!!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/10 - 00:18
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ