یافتن پست: #کش

ronak
ronak
یه گوسفندی با پدر ومادرش دعواش میشه میره سر خیبابون میگه دربست کشتارگاه
دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 14:14
+2
sasan pool
sasan pool
بنویسیم از مرگ
که مرگ آغاز زیباییست یا پایان زیبایی ؟
بنویسیم از مرگ
و نترسیم از مرگ
که مرگ در همین نزدیکی پشت دیوار رهایی
پشت آن لحظه زیبا
پشت آن خداحافظی کوچک ما
زنده مانده
و می کشد انتظار
تا بگیریم دستش را آرام آرام
دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 13:48
+1
-1
sasan pool
sasan pool
پیک اول را که در پیمانه ریخت
آبرومان در ره میخانه ریخت
پیک دوم را به عشق او زدیم
باده سر شد ما همه هوهو زدیم
پیک سوم را زدیم و سوختیم
... ... تار دل بر پود مستی دوختیم
پیک چارم پیک اهل راز بود
ساقی با میخوارگان دمساز بود
پیک پنجم پرده را از هم درید
مژدهء کشف و شهود دل رسید
پیک ششم همرهی دار بود
شوق وصل و وعدهء دیدار بود
پیک هفتم ما همه ساقی شدیم
ساقی و جام می و باقی شدیم
هفت پیک عشق مستم کرده است
ساقی امشب می پرستم کرده است
دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 13:23
+1
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
ستاره : اعتراف می کنم یه بار اتو کشیدن موهام یک ساعت طول کشید ، چون موهام بلند بود ، بعد از کلی کیف کردن و احساس رضایت ، نگاه کردم دیدم اتوی مو خاموشه !
دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 12:34
+3
parham
parham
و من برم تا مامان نکشتتم برم ادامه ی خونه ت[!]
3 دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 11:43
+5
☺SAEED☻
☺SAEED☻
شما هم بچه بودید مدادتون رو تو پاکن فرو میکردید بعد نوکش میشکست؟؟
{-44-}
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 11:39
+7
parnian
parnian
سال 1391 تو تاکسی
راننده: آقا لطفاً پول خورد بدین! ربع سکه! نیم سکه! ندارین؟…
مسافر: شرمنده، من فقط طرح قدیم دارم!
راننده: این تراول مال کی بود؟ آقا گوشه نداره! لطف کن عوضش کن!… این میلیونی رو کی داد؟! من که گفتم خورد ندارم!…
مسافر: آقا من هر روز دارم این مسیرو می‌آم! روزی صدهزارتومن گرون می‌شه! شما دویست تومن گرونش کردین؟!
... راننده: خانوم کرایه‌ش همینه! قبل از پل هشتصد تومن، بعد از پل یه میلیون. اینجا تعرفه‌ش تو موبایلم هست، بذار آپدیتش کنم.
یه مسافر دیگه: آقا واسه صدتومن ارزش نداره، فشارتو می‌بری بالا! بده بهش بره. من حساب می‌کنم!
راننده: برو خانوم! برو بقیه شو بنداز صندوق صدقات!
مسافر درو محکم می‌بنده، می‌گه: برو گم شو! داهاتی!
راننده یه آهی می‌کشه می‌گه: ببین چجوری جلو این همه مسافر من‌و سکه‌ی بهار آزادی یه پولم کرد...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 01:04
+8
hadith
hadith
زندگی به تعداد لحظاتی که توش نفس می کشی نیست!
به تعداد لحظاتیه که توش نفست بند میاد!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 00:29
+3
ॐ SərViiiN ॐ
ॐ SərViiiN ॐ
دندانپزشک آخرین دندانِ گرگ را کشید! نگاهی به صورت گرگ انداخت و پوزخندی زد...! گرگ زیر لب گفت: بخند... اینست عاقبتِ گرگی که عاشق گوسفندی شده باشد...!
{-31-}{-31-}{-31-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 22:53
+4
امید
امید
دکتر شريعتي : «کلاس پنجم(دبیرستان) که بودم پسر درشت هيکلي در ته کلاس ما مي نشست که براي من مظهر تمام چيزهاي چندش آور بود ،آن هم به سه دليل ؛ اول آنکه کچل بود، دوم اينکه سيگار مي کشيد و سوم - که از همه تهوع آور بود- اينکه در آن سن و سال، زن داشت. !... چند سالي گذشت يک روز که با همسرم ازخيابان مي گذشتيم ،آن پسر قوي هيکل ته کلاس را ديدم در حاليکه خودم زن داشتم ،سيگار مي کشيدم و کچل شده بودم
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 22:44
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ