امیرحسین
ما دهه شصتیا وقتی بادکنکمون میترکید تازه امید داشتیم...
با تکه هاش بادکنک کوچیکتر درست میکردیم و میکشیدیم رو دندونمون و کلی خر کیف میشدیم...
ایکس باکس و فیس بوک و اینا نبود که...:
darya
زن پاشو محکمتر روی گاز فشار داد ، باید خودشو سریع میرسوند...... نه!!! صدای برخورد ماشین با سپر گلگیر روبرویی.... ماشین کاملا نو بود و چند روز بیشتر نبود که اونو تحویل گرفته بودند. چطوری باید جریان تصادف و به شوهرش توضیح میداد.... خدایا!!! باید مدارکش رو حاضر میکرد. در حالی که از یه پاکت قهوه ای رنگ بزرگ مدارکش رو بیرون میکشید، تکه کاغذی از توی اون زمین افتاد. روی اون با خطی کلفت و شتاب زده نوشته شده بود: عزیزم در صورت تصادف یادت باشه، که من تو رو دوست دارم نه ماشین رو! زن اروم گرفت و با لبخندی از ماشین پیاده شد. وقتی پیرهنمون با اتو میسوزه ، قشنگترین ظرف کریستالمون میشکنه، دیوارهای خونه خط خطی میشه یادتون باشه هیچکدوم ارزش شکستن دلی رو نداره
hadith
تست روانشناسی:
تابلویی که در عکس میبینید جادهای را نشان میدهد که به یک خانه منتهی میگردد. این صحنه چه چیزی کم دارد؟
- یک درخت
- یک آبگیر (برکه)
- آدمها
- یک تکه ابر
- یک ماشین
.
حمید
من میخوام بدونم دقیقا انگیزت از این کار چی بوده ؟؟؟؟فکر کردی پیش خودت بستنی قیفی یا کیک روکش داری یا اینکه خواستی عکسو ###ی کنی بیشرف.... اون کلاه شنا چی میگه؟؟؟؟
saeed
ديدی غزلی سرود؟
عاشق شده بود.
انگار خودش نبود
عاشق شده بود.
افتاد.شکست . زير باران پوسيد
آدم که نکشته بود .
عاشق شده بود
saeed
دلتنگ تو هستم پس به من یاد بده
که دلتنگ تو نباشم
به من یاد بده
چگونه برکنم از بن، ریشه های عشق تو را
به من یاد بده
چگونه می میرد اشک در کاسه ی چشم
به من یاد بده چگونه دل می میرد
خودکشی می کنند شوق ها



















































1390/12/28 - 08:35