یافتن پست: #کش

محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
رفتم استخر به یارو میگم : عینک اضافه دارید ؟ میگه : واسه شنا میخوای ؟ میگم : پـَـــ نــه پـَـــ میخوام زیر آب مطالعه ی آزاد کنم تا میانگین مطالعه ی مردم کشورم بره بالا تو سطح جهان
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 23:57
+2
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
داشتم گیتارمو کوک می کردم رفیقم پرسید داری چیکار می کنی؟ گفتم دارم گیتارمو کوک می کنم ، گفت می خوای باهاش بزنی؟ گفتم : پـَـــ نــه پـَـــ می خام کوکش کنم تا حرکت کنه
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 23:41
+3
vahid
vahid
ميازار موري که دانه کش است که جان دارد و جانم به قربانت ولي حالا چرا عاقل کند کاري که باز آرد به کنعان غم مخور کلبه احزان شود روزي ز سر سنگ عقابي به هوا خواستن توانستن است!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 22:07
+3
ronak
ronak
در Romantic
هیچ کس کامل نیست اینگونه نگاه کنید... مرد را به عقلش نه به ثروتش زن را به وفایش نه به جمالش دوست را به محبتش نه به کلامش عاشق را به صبرش نه به ادعایش مال را به برکتش نه به مقدارش خانه را به آرامشش نه به اندازه اش اتومبیل را به کاراییش نه به مدلش غذا را به کیفیتش نه به کمیتش درس را به استادش نه به سختیش دانشمند را به علمش نه به مدرکش مدیر را به عمل کردش نه به جایگاهش نویسنده را به باورهایش نه به تعداد کتابهایش شخص را به انسانیتش نه به ظاهرش دل را به پاکیش نه به صاحبش جسم را به سلامتش نه به لاغریش
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 19:00
+4
sahar
sahar
اسم قاشق را گذاشتی قطار....هواپیما....کشتی تا یک لقمه بیشتر بخورم! یادت هست مادر؟ شدی خلبان، ملوان، لوکوموتیوران....، میگفتی بخور تا بزرگ بشی... و من عادت کردم که هر چیزی را بدون اینکه دوست داشته باشم قورت بدهم حتی بغض های نترکیده ام را......
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 15:22
+5
vahid
vahid
میگن قلب آدما اندازه مشتشونه ،ولی چه طوری یه دنیا مهربونی ،یه آسمون صداقت ، یه کهکشون محبت ، یه دریا عشق تو قلبه تو جاشده ...!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 01:40
+5
vahid
vahid
دلم انفجاریست ، بمبم تو باش! دری بسته هستم ، پلمبم توباش! مرا کشف کن گرچه دور از توام بیا و کریستف کلمبم تو باش!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 01:07
omid
omid
لره پاهاش خواب میره، پتو روش می‌کشه
دیدگاه  •   •   •  1390/11/9 - 22:21
+2
-1
omid
omid
لره تو قرعه کشی بانک شرکت می‌کنه، براش شیش ماه زندان در میاد
دیدگاه  •   •   •  1390/11/9 - 22:10
+2
mina_z
mina_z
یه قبر کن داشته یه مرده را خاک می کرده که یهو مرده زنده میشه و همه فرار می کنن. بعد از چند لحظه داد می زنه: بابا نترسید، بیاید با بیل زدم کشتمش
دیدگاه  •   •   •  1390/11/9 - 20:48
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ