یافتن پست: #کم

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در CARLO
♦براﮮ دلمـــ دعآ کنید
دلمـــ خواب بـﮯ کابوس مـﮯ خواـهد
دلمــ کمـﮯ خدا مـﮯ خوا ـهد
کمـﮯ سکوت
کمـﮯ اشک
کمـﮯ بهشت
کمـﮯ آغوش آسمانـﮯ
و شآید کمـﮯ مــــــــــــــــــرگ..-
ـهمین..!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/03/6 - 22:06
+8
binam
binam
اعتراف میکنم کم آوردم
واسه خودم خوب نیست
اما اعتراف باحالیه واسه کسی که منتظره من کم بیارم
دیدگاه  •   •   •  1392/03/6 - 21:58
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دریاچه ارومیه “دومین دریاچه شور جهان”، “بزرگترین زیستگاه طبیعی آرتمیا”، “بیستمین دریاچه بزرگ جهان”، “شورترین دریاچه جهان که حیات در آن جریان دارد” و“بزرگترین دریاچه داخلی ایران”

به زبان سرخم خندیدی، فریاد هایت را به نظاره نشستم. در مرگ دریاچه ام سکوت مکن تا به وداع خلیجت نخندم.

برای یک ایرانی با غیرت تفاوتی بین دریاچه ارومیه و خلیج پارس وجود ندارد





اولین کمپین زیست محیطی حمایت از دریاچه ارومیه
مسئله دریاچه ارومیه ،ملی است ،نه منطقه ای .راه حل آن زیست محیطی است ،نه سیاسی
دیدگاه  •   •   •  1392/03/6 - 21:25
+3
roya
roya
اگه بدونید چنگیزخان با سوزوندن کتابای علمی

چقد از بار درسهایی که قرار بوده بخونیم کم کرده

هر شب جمعه واسش فاتحه میخونید !!!
1 دیدگاه  •   •   •  1392/03/6 - 14:51
+6
roya
roya
در CARLO
داشتم تو اتوبان میرفتم دیدم یه بچه ای رو موتور خوابش برده بود و داشت می افتاد باباش هم اصلا حواسش نبود.
رفتم کنارش هر چقدر بوق میزدم نمی فهمید.
آخرش رفتم جلوش و سرعتمو کم کردم تا ایستاد بهش گفتم :
پس چرا حواست به بچه ات نیس ؟؟؟
ی دفعه دو دستی زد تو سرشو گفت :
اصغر پس ننه ت کوووووووو؟؟!!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/03/6 - 13:39
+6
roya
roya
در CARLO
سر جلسه امتحان یکی از بچه ها به استادگفت :
"استاد اگه میشه یه کمکی بکنید"

بعد استاد دست کرد تو جیبش، یه 200 تومانی در آورد، گذاشت رو دسته صندلی طرف و رفت... :|
1 دیدگاه  •   •   •  1392/03/6 - 10:49
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
چند روز پیش رفتم بانک بانکم خلوت بود یه نفر قبل من اومده بود پول بگیره نزدیک 25 میلیون پول همشم 2 تومنی 5 تومنی 10 تومنی (هزاریا) منم شیطونیم گل کرد الکی گوشیرو گرفتم زیر گوشم گفتم ممد سریع موتورو بردار بیا جلو بانک ... خودمم رفتم تو ماشین نشستم
یارو تا ۴ بعد از ظهر از بانک بیرون نمیومد D:
دیدگاه  •   •   •  1392/03/6 - 10:15
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﺭﻓﯿﻖ ﺣﺴﻮﺩﯼ ﻧﮑﻦ ﺑﻪ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﻣﻦ//ﻭﻗﺘﯽ ﺗﻮ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﺳﮕﯽ
ﻓﻘﻂ ﮐﻢ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﯾﻪ ﻗﺒﺮ

ﺩﻓﺘﺮ ﺷﻌﺮﺗﻢ ﻣﯿﺸﻪ ﻧﻘﺎﺷﯽ ﺩﺭﺩ // ﺑﯿﺎ ﺑﺒﺮﻣﺖ ﺑﻪ
ﺭﻭﺯﺍﯼ ﺟﻨﺠﺎﻟﯿﻪ ﻣﻦ

ﺭﻓﯿﻘﺎﻣﻮﻥ ﺑﺮﻕ ﺩﻧﯿﺎﺭﻭ ﺩﯾﺪﻧﻮ ﮐﻮﺭ ﺷﺪﻥ // ﻣﺠﺒﻮﺭﻡ ﺍﺯ
ﺧﻮﺩﻡ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﯾﻦ ﺟﻤﻌﻮ ﺩﻭﺭ ﮐﻨﻢ

ﺧﻮﺩﻣﻮ ﺧﻮﺭﺩ ﮐﻨﻤﻮ ﺑﺮﻡ ﺗﺎ ﺣﺎﻝ ﺑﻐﺾ // ﺧﻮﺩﮐﺎﺭﻣﻮ
ﺩﺭﺑﯿﺎﺭﻣﻮ ﺑﺸﻢ ﺗﻮ ﻭﺍﮊﻩ ﮔﻢ
دیدگاه  •   •   •  1392/03/5 - 19:14
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
باران و چتر و شال و شنل بود و ما دو تا . . .

جوی و دو جفت چکمه و گِل بود و ما دو تا . . .

وقتی نگاه ِ من به تو افتاد ، سرنوشت . . .

تصدیق ِ گفته های هِگِل بود و ما دو تا . . .

روز ِ قرار ِ اول و میز و سکوت و چای ،

سنگینی ِ هوای هتل بود و ما دو تا . . .

تا آفتاب زد ، همه جا تار شد برای ما

دنیا چقدر سرد و کِسِل بود و ما دو تا . . .

از خواب می پریم که این ماجرا فقط

یک آرزوی مانده به دل بود و ما دو تا . . .

« مرحومه نجمه زارع »
دیدگاه  •   •   •  1392/03/5 - 16:58
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در مکّه دیدم
خدا چند سالی ست که از شهر ِ مکّه رفته ...
و انسانها به دور ِ خویش میگردند!
در مکّه دیدم
هیچ انسانی به فکر ِ فقـــیر ِ دوره گرد نیست!
دوست دارد زود به خدا برسد و گناهان ِ خویش را بـــزُداید
غافل از اینکه آن دوره گرد، خود ِ خدا بود!
در مکّه دیدم، خدا نیست!
و چقدر باید دوباره راه ِ طولانی را طی کنم
و درهمان نماز ساده ی خویش، تصور ِ خدا را در کمک به مردم جستجو کنم
آری ...
شاد کردن ِ دل ِ مردم ، همانا برتر از رفتن به مکّه ایست
که خدایی در آن نیست ...!
دیدگاه  •   •   •  1392/03/5 - 16:51
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ