یافتن پست: #کم

AmiR
AmiR
تا پیش از این و براساس توطئه‌ای که دشمنان طراحی کرده بودند، گمان می‌شد که دانش ربطی به دختر یا پسر بودن دانش‌آموزان ندارد. این در حالی‌ است که وجود تفاوت بسیار زیاد میان دختران و پسران اگر از دید مردم عادی یا فریب‌خوردگان پنهان بماند هیچ‌گاه از دید وزیر آموزش‌و‌پرورش پنهان نخواهند ماند. این هفته حاجی‌بابایی، وزیر آموزش‌و‌پرورش از پیگیری طرح جداسازی کتب درسی دختران و پسران توسط این وزارتخانه خبر داد که بسیار دلگرم‌کننده بود. ما علاوه بر گرم کردن دل، کمک و پیشنهاد هم در این زمینه بلدیم. در زیر چند نمونه از مطالب کتاب‌های جداسازی شده مطابق سیاست‌های وزارت آموزش‌و‌پرورش برای الگوبرداری آورده شده‌اند.

ریاضی پسران: 2+2 مساوی است با 4. فوق‌فوقش 5.

ریاضی دختران: 2 تا گل داریم 2 تا گل دیگه هم می‌ذاریم کنارش که به مامانمون هدیه بدیم؛ مجموعا میشه یه دسته گل.

جغرافی پسران: اگر دست راست خود را به طرف شرق و دست چپ خود را به طرف غرب بگیریم، شمال در پیش‌رو و جنوب در پشت سرمان خواهد بود.

جغرافی دختران: اگر قادر به تشخیص دست راست و چپ خود باشیم، بهتر است به خانه بخت رفته و دل وزیر آموزش‌و‌پرورش را ک
آخرین ویرایش توسط Dante در [1392/02/29 - 18:09]
دیدگاه  •   •   •  1392/02/29 - 18:08
+2
roya
roya
در CARLO
دانشگاه: یک دوره چهارساله که ازش چیز بیشتری یادم نمی آید .

طراز: عبارتی که روزی قرار است به کسی بگویید و پشیمان شوید .

قابل اجتناب: دقیقا به کاری می گویند که یک گاوباز انجام می دهد .

لباسشویی: یکی از لوازم خانگی که مخصوص خوردن جوراب است .

اعصاب : چیزیست که هیچکس ندارد ولی توقع دارند تو داشته باشی.

خلاق: آدمی که حداقل بیست دلیل برای انتخاب روش ابلهانه خود دارد.

بزرگسال: فردی که از سن رشد طولی گذشته و مشغول رشد عرضی است.

لوازم آرایشی: ابزاری که زن زیبا را زشت و زن زشت را زشت تر نشان می دهد.

عشق: یکی از خفن ترین بیماری های بشر که تنها راه از بین رفتنش، ازدواج است.

مالیات: می گویند باید با لبخند پرداخت کرد، اما من امتحان کردم، نقد می خواستند.

منوآل (هلپ): قسمتی از رایانه که به شما در یافتن سوال های بیشتر کمک می کند.

قبر: مکانی برای استراحت متوفی تا وقتی که سر و کله یک باستان شناس پیدا شود.

بیماری خوشخیم: یک بیماری که قرار نیست به این زودی ها از دستش خلاص بشوید.

هر ننه قمری : کلمه ای عمده ی ایرانیان از آن برای خطاب کردن سایرین استفاده میکنند
دیدگاه  •   •   •  1392/02/29 - 14:01
+3
roya
roya
در CARLO
طلاق: مرحله ای مابین ازدواج و مرگ

کار: وقفه ای مشمئز کننده بین خواب و خواب

بالماسکه : آن چیز برای ما است (در زبان قمی)

مترو:تلفیقی از کنسرو ، چرخ گوشت ، بوی بد و قطار

مرگ: درمان دردها به طور ناگهانی و با کمترین مخارج

فردا: یک تکنولوژی ساده برای رهایی از کارهای امروز .

مغز: ارگانی از بدن که ما فکر می کنیم که فکر می کند.

روماتیسم: عشقولانه ترین بیماری کشف شده تاکنون .

تجربه: نامی که آدم ها روی اشتباهات خود می گذارند .

مهندس : به کسی میگویند که همیشه در کارها گند میرند .

پارادوکس: نسخه دو پزشک برای یک بیمار، نشانگر آن است.

شِنبِمِه : وقتی شن های لب دریا به یک قمی چسبیده باشد .

کشمش: انگوری که خود را ساعت ها زیر آفتاب برنزه کرده است.
دیدگاه  •   •   •  1392/02/29 - 13:57
+2
roya
roya
در CARLO
گفتم : تو خدایی و صبور ! من بنده ات هستم و ظرف صبرم کوچیکه ... یک اشاره کنی تمومه!
گفت : *عسی ان تحبوا شیئآ وهو شرّ لکم *
" شاید چیزی که تو دوست داری به صلاحت نباشه! " (بقرة/216)

گفتم : خدایا بعضی ها خیلی طعنه می زنن !!
گفت : * و ذر الّذین اتّخذوا دینهم و لعباً و لهواً و غرّتهمُ الحیاةُ الدّنیا .... * .
" رها کن کسانی را که دینشون را به مسخره و بازیچه گرفته ان و زندگی دنیا اون ها را فریب داده " (70/انعام)
.
.
.
اگه عاشق خدایی یه جمله واسش بنویس
1 دیدگاه  •   •   •  1392/02/29 - 13:32
+2
roya
roya
در CARLO
گفتم : خدا آخه این همه سختی ؟ چرا ؟
گفت : * ان مع العسر یسرا *
" قطعا به همراه هر سختی آسانی هم هست. " (شرح/6)

گفتم : واقعا ؟
گفت : * فان مع العسر یسرا *
" حتما به همراه هر سختی آسانی هم هست. " (شرح/7)

گفتم : خوب خسته شدم دیگه ...
گفت : * لا تقنطوا من رحمة الله *
" از رحمت من نا امید نشو . " (زمر/53)

گفتم : انگار منو فراموش کردی ؟
گفت : * فاذ کرونی اذکرکم *
" منو یاد کن تا تو رو یاد کنم. " (بقرة/152)

گفتم : تا کی باید صبر کرد؟
گفت : * و ما یدریک لعل الساعة تکون قریبآ *
" تو چه می دونی ! شاید موعدش نزدیک باشه " (احزاب/63)

گفتم : تو بزرگی و نزدیکیت برای من کوچک، خیلی دوره! تا اون موقع چکار کنم؟
گفت : *و اتبع ما یوحی الیک واصبر حتی یحکم الله *
" کارهایی رو که بهت گفتم انجام بده و صبر کن تا خودم حکم کنم. (یونس/109)

ناخواسته گفتم : الهی و ربی من لی غیرک
گفت : * الیس الله بکاف عبده *
" من هم برای تو کافی ام " (زمر/36)
دیدگاه  •   •   •  1392/02/29 - 13:29
+6
Ashkan ZEON
Ashkan ZEON
دیگه خستم از تکرار/دیگه اشکم از چشمام
نمیاد تا شاید یکم آروم بشم/دیگه نوری نداره حتی فانوس شب
حتی بارونشم دیگه پر از دود غلیظه/هرکیو میبینی میناله یا اینکه مریضه
همه باهم دیگه اینجا شدن غریبه/توی حرف راستشونم پر از فریبه
هرچی میخوای بابا نداره قدرت خریدش/پس ترجیح میده پای صحبت نشینه
خدا کو پس دلیل اینکه شکرت کنم/بگو این همه خالیو با چی پرش کنم
آرزوم شده 1 شب باشه صبحش روشن/هرکی میوفته نشه تنها خودش بلند
بزار غرش کنم بگم از بغض توی گلوم/از تن فروشی که میگه نخورده نون حروم
زوده هنوز خیلی حرف توی دل پژمردمه/سندشم همین ورقای خط خوردمه...
Ashkan Zeon
3 دیدگاه  •   •   •  1392/02/28 - 22:06
+4
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
بچه ها الان اخبار اعلام کرد دانشگاه آزاد رشته " آبیاری گیاهان دریایی " بدون کنکور میگیره ...
{-7-}الان تکمیل ظرفیت هست فقط تا فردا مهلت ثبت نامه.... {-18-}
دیدگاه  •   •   •  1392/02/28 - 20:26
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یارو رفته آتلیه عکس انداخته فقط واسه پروفایل فیس بوکش... یکی هم مثل من 2 ساله دانشگاه میگه 6 قطعه عکس بیار واسه تکمیل پروندت تا مدرکتو بدی
دیدگاه  •   •   •  1392/02/28 - 20:18
+3
AmiR
AmiR
يک مکالمه تلفنى جالب





چند مرد در رختکن يک باشگاه ورزشى مشغول لباس پوشيدن بودند که تلفن یکیشون که روى نيمکت بود زنگ زد. مرده گوشى را



برداشت، دکمه صداى بلند آن را فعّال کرد و شروع به حرف زدن کرد. توجه بقيه هم به مکالمه تلفنى او جلب شد.


مرد: سلام


زن: عزيزم، منم. تو هنوز توى باشگاهى؟


مرد: آره


زن: من الان توى مرکز خريد هستم. اينجا يک مغازه، پالتو پوست خيلى قشنگى داره که قيمتش سه ميليون تومنه. از نظر تو اشکالى نداره



بخرم؟


مرد: چه اشکالى داره؟ اگه خوشت اومده بخر.


زن: ضمناً از جلوى يک ماشين فروشى رد شدم. يک بنز2007 خيلى خوشگل گذاشته بود پشت ويترين.


مرد: چند بود؟


زن: 45 ميليون تومن


مرد: باشه، بخرش. فقط مطمئن شو که دست اول باشه

.
زن: عالى شد! آخرين چيز هم اين که اون خونه‌اى که پارسال ديديم يادته؟ صاحبش حالا راضى شده نهصدو پنجاه ميليون تومن بفروشدش.


مرد: بهش بگو نهصد ميليون. فکر کنم قبول کنه. ولى اگه هيچ جورى قبول نکرد.پنجاه ميليون اضافه‌ش را هم بده. خونه خيلى خوبيه.


زن: باشه. خيلى ممنون. دوستت دارم عزيزم. مى‌بينمت.


مرد: خداحافظ! مواظب خودت باش.


مر
2 دیدگاه  •   •   •  1392/02/28 - 20:06
+4
AmiR
AmiR
یه روز یه استقلالی میره کتابفروشی میگه: ببخشید آقا کتاب قهرمانی استقلال دارید؟

یارو میگه: نه، ما کتابهای تخیلی نمی فروشیم



تو دنیای ِزمین و توپ رنـگی / یه پرسپولیس داریم به چه قشنگی

اسم قشنگش روی تخت جمشید / از اون قدیم ندیـما می درخشید

رنگ آتیش غیرت پیـرهنـش / میاره افتخار واسه میهنش

طرفداراش سر به فلک می کشن / عاشق ِرنـگ ِمث ِآتیشِشَـن

دفاع ِمحکمـش مث ِیــه سّده / هـر کسـی از جونش نـذاره، ردّه

قسم به هر چی مرده استقلالیه نامرده وقتی میاد استادیوم 6تایی برمیگرده !

هرجا سخن از پرسپولیس است دهان استقلال سرویس است ...!

حالا خوب شد؟؟؟؟؟؟؟؟؟

به خاطر شما هم وطنیان عزیز

فقط اینو بدونید ما چه استقلالی باشیم چه پرسپولیس همه ایرانی

هستیم و من همه رو دوست دارم
1 دیدگاه  •   •   •  1392/02/28 - 20:02
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ