یافتن پست: #گریه

Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

وقتی شبانگاه به درون سرچشمه های آب غوطه ور میگردد دهکده ام در میان فام هایی گنگ ناپدید میشود. از دور دست ها بخاطر میآورم غور غور قورباغه ها را نور ماه را، گریه های غمناک جیرجیرک را. زمین ها ناقوس های کلیسای وسپر را میبلعند اما من از صدای آن ناقوس ها مرده ام. ای غریبه، از بازگشت محبت آمیزم از کوهستان ها نترس من روح ِ عشق هستم از سواحل دریاهای دور دست به خانه بازگشته ام.

دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 22:12
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
عد از مدت ها دیدمش!
دستامو گرفت و گفت چقدر دستات تغییر کردن…
خودمو کنترل کردم و فقط لبخندی زدم…
تو دلم گریه کردم و دم گوشش گفتم:
بی معرفت! دستای من تغییر نکرده…
دستات به دستای اون عادت کرده…
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 16:18
+3
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

من پشیمانم از آن عشق که پستم می کرد  
بر زبانهای شما دست به دستم می کرد  
مثل احساس کسی سنگ شدم ای مردم
 
تازه با فاصله همرنگ شدم ای مردم  
یک نفر میوه احساس مرا چیدو گذشت
 
گریه ی نیمه شب روح مرا دیدو گذشت
 
یک نفر گریه ی عاشق شدنم را خندید  
لحظه ناب شقایق شدنم را خندید  
من از آن عشق که می مرد حکایت کردم

به خدایی که تو را برد شکایت کردم

دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 15:39
+4
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
دوستت دارم پریشان
شانه می خواهی چه کار ؟


دام بگذاری اسیرم  
دانه می خواهی چه کار ؟


شرم را بگذار و یک آغوش در من گریه کن
گریه کن پس شانه ی مردانه می خواهی چه کار ؟
آخرین ویرایش توسط ramin-rtbm در [1392/05/11 - 15:34]
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 15:34
+3
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
به غرور اردلان تمجید

به عشق پاک مریم زمان

به گریه های مادرانه ی رعنا

به رفاقت محمد جواد

به رهایی رها

به ترس ارسلان

دلم واستون تنگ شده ...

بگو خب
{-41-}{-41-}{-23-}{-35-}{-35-}{-35-}


آخرین ویرایش توسط ramin-rtbm در [1392/05/23 - 00:47]
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 15:20
+19
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
زنها دو وقت گریه می کنن:

وقتی فریب می خورن ، وقتی می خوان فریب بدن.
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 01:48
+1
roya
roya
در CARLO
اين متن أرزش 10 بار خوندن دأره ..
ممنون از كسي كه اين رو نوشته ... 

من ی دخترم
اگه خودمو لوس نکنم
اگه باهات قهر نکنم و ناز نکنم
اگه وقتی چشات میچرخه از حسودی دیونه نشم
اگه از نظر دادنات خوشحال نشم
اگه به خاطر تو به خودم نرسم
اگه سر به سرت نذارم
اگه برات گریه نکنم
اگه وقتی پاستیل میبینم پیرهنتو نکشم
اگه لب و لوچه آویزون نکنم تا بغلم کنی
اگه بهت نگم آقامون
اگه برات مظلوم بازی درنیارم
اگه از سرو کولت نرم بالا
اگه برات عشوه نیام
اگه گوشتو نپیچونم و نگم تو فقط مال منی
اگه ناغافل دستاتو نگیرم
اگه وقتی کار بدی کردم با ترس بهت نگم
اگه لج بازی نکنم
اگه ...
اون موقع که تو دیگه دیوونم و عاشقم نمیشی!
تو عاشق اینی که من یه خانم کامل باشم!خانم تو!
اممما!!!
تو پسری!
اگه برام غیرتی نشی
اگه روم حساس نباشی
اگه ته ریش نداشته باشی
اگه باهام مهربون نباشی
اگه بهم اخمای کوچولو نکنی
اگه وقتی شالم رفت عقب نگی اونو بکش جلو
اگه دستمو محکم نگیری
اگه نگی هرکاری کردی راست بگو تا ببخشمت
اگه سر به سرم نذاری
اگه قربون صدقم نری
اگه نگرانم نشی
اگه بهم نگی عروسک من
اگه نگی من مهمم که میگم خوبی
اگه...
اونوقت منم دیوونه و عاشق تو نمیشم تا اونکارارو برات نمیکنم!من تورو مرد میخوام!مرد تو!
پس بیا و مرد باش!
ابرو برندار!دماغت عمل نکن!
لوس حرف نزن!
من و تو همون آدم و حواییم!بیا جاهامونو عوض نکنیم!
من لطافت نگه میدارم تو صلابت
تو نگاهتو نگه دار منم نجابتمو
بیا سعی کنیم بهترین هم باشیم!
من بهترین دختر واسه تو!
تو بهترین پسر واسه من!
میدونم شاید نشه حداقل سعی که میشه کرد!
قبول؟؟
5 دیدگاه  •   •   •  1392/05/10 - 17:04
+8
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
می ریزد اشک از دیدگانم
می غلتد بر گونه هایم
چه شور
با نمکی خاص
می گویند:
گریه یا از شوق است
یا از سر درد
و جنس گریه ام ؛ همین است
از سر درد
نه برای خود
که برای دیگری
برای رفتنش
برای تنهاییش
برای درد های سینه اش
برای ناگفته هایش
دوست دارم گریه کنم
اینبار برای خود
نه برای او
برای فرصت های از دست رفته ام
برای ماندم در برزخ
برای اما و اگرهایم
که همیشه با من است
دیدگاه  •   •   •  1392/05/10 - 16:37
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدین بعضی شاعرا میگن:
" زیر باران گریه کردم تا تو اشکامو نبینی "
من موندم چرا این که اینقدر تلاش کرده که نبینه داره خودشو لوووو میده ؟؟!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/10 - 16:01
+4
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
هرکه آید گوید :

گریه کن   تسکین است

گریه آرام دل غمگین است

چند سالیست که من میگریم

در پی تسکینم

ولی ای کاش کسی می دانست

چند دریا بین ما فاصله است

من و آرام دل غمگینم {-35-}{-35-}{-35-}
دیدگاه  •   •   •  1392/05/10 - 13:58
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ