یافتن پست: #گلو

♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
2 دیدگاه  •   •   •  1392/05/7 - 14:24
+2
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
می کشی آه و در چشم هایت                   /                        می رمند آهوان دسته دسته
در گلویت ترک می خورد بغض                   /                         التماس دعا! دل شکسته
دیدگاه  •   •   •  1392/05/7 - 12:17
+5
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
دیدگاه  •   •   •  1392/05/7 - 12:15
+4
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

چه روزها که یک به یک غروب شد ، نیامدی
چه بغض ها که در گلو رسوب شد ، نیامدی

خلیل آتشین سخن ، تبر به دوش بت شکن
خدایمان دوباره سنگ و چوب شد ، نیامدی

دیدگاه  •   •   •  1392/05/6 - 21:07
+7
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
حرفــــ های دلــــــم را هرگـز کسی نمیـفهمد ، فقــط روزی مورچــــــه ها خواهنــد فهمیـد ! روزی که در زیر خاکــــــــ گلویــم را به تـاراج میـبرند …
دیدگاه  •   •   •  1392/05/4 - 14:37
+1
*elnaz* *
*elnaz* *
دیدگاه  •   •   •  1392/05/3 - 16:36
+2
saqar
saqar
در CARLO
اینجا مکانیست برای خالی کردن عقده هایی که هراز گاهی زیر گلویم لانه می کند.
اینجا همان جاییست که روح تب آلودم را پاشویه می کنم شاید که آرام گیرم.
دیدگاه  •   •   •  1392/05/3 - 15:39
+3
-1
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥

خاطرات هرچه شیرین تر باشند بعدها از تلخی بیشتر گلویت را میسوزانند ...


دیدگاه  •   •   •  1392/05/3 - 15:03
+1
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi


یک لحظه سکوت کرد و حرفش را خورد / بغضی نفس و گلوی او را آزرد می خواست که عشق را نمایان نکند / اشک آمد و باز آبرویش را برد . . .


دیدگاه  •   •   •  1392/04/31 - 11:59
+6
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

برایم مداد بیاور مداد سیاه می‌خواهم روی چهره‌ام خط بکشم تا به جرم زیبایی در قفس نیفتم یک ضربدر هم روی قلبم تا به هوس هم نیفتم! یک مداد پاک کن بده برای محو لب‌ها نمی‌خواهم کسی به هوای سرخیشان، سیاهم کند! یک بیلچه، تا تمام غرایز زنانه را از ریشه درآورم شخم بزنم وجودم را … بدون این‌ها راحت‌تر به بهشت می‌روم گویا! یک تیغ بده، موهایم را از ته بتراشم، سرم هوایی بخورد و بی‌واسطه روسری کمی بیاندیشم! نخ و سوزن هم بده، برای زبانم می‌خواهم … بدوزمش به سق … اینگونه فریادم بی صداتر است! قیچی یادت نرود، می‌خواهم هر روز اندیشه‌ هایم را سانسور کنم! پودر رختشویی هم لازم دارم برای شستشوی مغزی! مغزم را که شستم، پهن کنم روی بند تا آرمان‌هایم را باد با خود ببرد به آنجایی که عرب نی انداخت. می‌دانی که؟ باید واقع‌بین بود ! صداخفه ‌کن هم اگر گیر آوردی بگیر! می‌خواهم وقتی به جرم عشق و انتخاب، برچسب فاحشه می‌زنندم بغضم را در گلو خفه کنم! یک کپی از هویتم را هم می‌خواهم برای وقتی که خواهران و برادران دینی به قصد ارشاد، فحش و تحقیر تقدیمم می‌کنند، به یاد بیاورم که کیستم! ترا به خدا … اگر جایی دیدی حقی می‌فروختند برایم بخر … تا در غذا بریزم ترجیح می‌دهم خودم قبل از دیگران حقم را بخورم ! سر آخر اگر پولی برایت ماند برایم یک پلاکارد بخر به شکل گردنبند، بیاویزم به گردنم … و رویش با حروف درشت بنویسم: من یک انسانم من هنوز یک انسانم من هر روز یک انسانم

دیدگاه  •   •   •  1392/04/30 - 02:53
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ