یافتن پست: #گل

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
میگویند : روزی سگی داشت در چمن علف میخورد . سگ دیگری از کنار چمن گذشت . چون این منظره را دید ایستاد .( آخر ندیده بود سگ علف بخورد )
ایستاد و با تعجب گفت : " اوی ! تو کی هستی ؟ چرا علف میخوری ؟ "
سگی که علف می خورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت :
- : " من ؟ من سگ قاسم خان هستم ! "
سگ اولی پوز خندی زد و گفت :
- " سگ حسابی ! تو که علف می خوری ؛ دیگه چرا سگ قاسم خان ؟ اگر پاره استخوانی جلوت انداخته بود باز یک چیزی ؛ حالا که علف می خوری دیگه چرا سگ قاسم خان ؟ سگ خودت باش !!
دیدگاه  •   •   •  1392/03/5 - 16:47
+4
roya
roya
در CARLO
دیدگاه  •   •   •  1392/03/5 - 15:12
+4
...::: M.E.H.D.I  :::...
...::: M.E.H.D.I :::...
روش دفع انگل:
30روز فقط چایی و بیسکوییت میخوری
و روز 31 فقط چایی میخوری...
کرم میاد بیرون و میپرسه:
پس بیسکوییت کو؟!!
میگیریش...
{-18-}{-18-}
بی مزه هم خودتی :| :| -_-
3 دیدگاه  •   •   •  1392/03/4 - 19:39
+11
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در CARLO
مردی یكشب روكرد به آسمانو به ماه گفت: . چرا همسر من یك گل رز روكه یك روز زنده میمونه وبعدمیمیره رودوس داره! . ولی من كه هرروز براش میمیرم وزنده میشم رودوس نداره؟؟؟

.

.
...
.

.

ماه جواب داد : . . . وای خیلی قشنگ بود ، لایك ! :)) با اجازت share میكنم :|
دیدگاه  •   •   •  1392/03/4 - 16:16
+4
mamad-rize
mamad-rize
در CARLO
چه رابطه ای استــــ بین گلوی تو و چشمان من ؟تو بغضـــــــ میکنی ، چشمان من خیــــــــس می شوند …
دیدگاه  •   •   •  1392/03/4 - 14:17
+8
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
پست 300ام.تقدیم به شما این گلها
3 دیدگاه  •   •   •  1392/03/3 - 19:54
+9
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
لحظه ها می گذرد
آنچه بگذشت، نمی آید باز
قصه ای هست که هرگز دیگر
نتواند شد آغاز
دشت هایی چه فراخ
کوه هایی چه بلند
در گلستانه چه بوی علفی می آمد
من در این آبادی، پی چیزی می گشتم
پی خوابی شاید
پی نوری، ریگی، لبخندی
من چه سبزم امروز


( به یاد سهراب سپهری عزیز لایک کنید )
دیدگاه  •   •   •  1392/03/3 - 18:25
+1
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
!روبوسی : پارچه ای که روی بوس می کشند
.
.
.
پسمانده : پ نه پ رفته!!!

شاطر : کسی که در خرابکاری استاد است

بیگلی بیگلی : پدربزرگ بروسلی، بزرگ خاندان لی

مزدور : نوعی موز که در مناطق دور می روید!!

انبر : داروی برطرف کننده اسهال!

کره حیوانی : بیچاره ناشنواست

مناجات : انواع و اقسام مونا

واویلا : ویلایی که درش به روی همه باز است

جنسیتی : شهر ارواح !

گوگولی : فرزند بروس لی و گوگوش ... {-33-}
دیدگاه  •   •   •  1392/03/3 - 17:20
+9
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در CARLO
شیـر و رفقـاش نشسته بودن و نوشیدنی میخوردن و خوش میگذروندن.....
بین صحبت شیره نگاهی به ساعتش میندازه و میگه:
"آُه! اُه! ساعت 11 شده! باید برم! خانم خونه منتظره
" گاوه پوزخندی میزنه و میگه: "زن ذلیلو نیگا ! ادعاتم میشه سلطان جنگلی!
" شیر لبخند تلخی میزنه و میگه:
"توی خونه یه شیـــر منتظرمه ! نه یـه گاوی مثـل تــو !!!!"
دیدگاه  •   •   •  1392/03/3 - 16:16
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
با یه دخدر شیرازی چت میکردم فارسی تایپ میکرد، گفتم چه عجب این باز فینگلیش تایپ نمیکنی؟! گفت فونت کیبورد رو فارسیه، حال ندارم عوضش کنم !!!! :|
دیدگاه  •   •   •  1392/03/2 - 21:10
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ