یافتن پست: #گم

محمد
محمد
دوستم در یخچالو باز کرده,دیده هیچی توش نیس,میپرسه:واقعا خالیه!؟ میگم پَــ نَ پَـــ هیدنشون کردیم که غریبه ها نبیننشون !!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/17 - 22:09
+4
محمد
محمد
به مامانم میگم قوری کجاست؟ میگه میخوای چای بخوری؟! پــَ نه پــــــَ میخوام دست بکشم روش شاید غولی چیزی ازش درومد!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/17 - 22:05
+1
محمد
محمد
رفتیم بلیت کانادا بگیریم زنه میگه سیاحتیه؟ میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ زیارتیه میخوام برم امامزاده ریچارد
دیدگاه  •   •   •  1390/11/17 - 22:02
محمد
محمد
رفتم خونه دوستم کامپیوترش خرابه… میگم پاورت سوخته کامل! میگه یعنی یکی دیگه بگیرم ؟ میگم پَـــ نَ پَــــ سوختگیش جدی نیست پماد سوختگی بزنی خوب میشه
دیدگاه  •   •   •  1390/11/17 - 22:02
+1
محمد
محمد
واسه استخدام رفتم یه شرکتی خانومه میگه :شما برای آگهی استخدام اومدین؟ گفتم پـَـَـ نَ پـَـَــــ اومدم بگم اصلا رو من حساب نکنین!!!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/17 - 22:01
محمد
محمد
دوستم تو خونه خوابیده بود داداشم از راه اومده میگه خوابه؟ میگم پَـــ نَ پَـــ رفته رو اسکرین سیور لگد بزنی روشن میشه!!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/17 - 22:01
محمد
محمد
داشتم تلویزیون میدیدم. بعد مادر بزرگم اومده کانال رو عوض کرده بهد به من میگه داشتی میدیدی؟؟؟!!! گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ داشتم گرمش میکردم تا شما بیای ببینی!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/17 - 21:58
محمد
محمد
زنگ زدم میگم مامان بیا منو گرفتن ... میگه خاک تو سرم, گشت ارشاد؟ گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ مرکز نخبگان ایران
دیدگاه  •   •   •  1390/11/17 - 21:58
محمد
محمد
رفتم دکتر میگم: دو روزه بدنم خیلی درد میکنه! بعد از 10 دقیقه معاینه میگه: میخوای واست دارو بنویسم؟! گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوای واسم دعا بنویس تا خوب بشم!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/17 - 21:57
محمد
محمد
به مامانم میگم من میرم کارواش، میگه ماشینم میبری؟ گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ دارم میرم اونجا دوش بگیرم
دیدگاه  •   •   •  1390/11/17 - 21:57

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ