یافتن پست: #گم

حمید
حمید
سر صبح جمعه از سروصداي زياد از خواب بلند شدم ،رفتم آشپزخونه مي بينم بابام هي داره دره يخچالو باز مي كنه باز مي بنده، بهش مي گم چي شده سر صبح خراب شده ؟ گفت : پــ نه پــ دارم مي بندم باز مي كنم بلكه رفرش بشه يه چيزي پيدا كنيم بخوريم
دیدگاه  •   •   •  1390/11/3 - 20:23
+4
حمید
حمید
لپ تاپم رو بردم نمايندگيش مي گم ضربه خورده كار نميكنه، يارو ميگه ضربه فيزيكي؟!!پـَـَـ نــه پـَـَـــ بي محلي كردم يكم، ضربه روحـــي خورده
دیدگاه  •   •   •  1390/11/3 - 19:11
+2
رضا
رضا
شاید آن روز که عاشق بودم، آسمان دلم آبی تر بود

ساده تر بود برایم پرواز...

ساده تر بود برایم آواز...

شاید آن روز به اندازه ی عاشق شدنم

وسعت آبی دنیای پس پنجره ها، آینه ها

اندکی قابل سنجیدن بود..

دست های پر از احساس وتماشایی گل، خواهشی در طلب چیدن و بخشیدن بود.

ولی افسوس از آن عشق و هوا

با من گمشده در خویش خبر نیست دگر!؟

با من گمشده در خویش خبر نیست دگر.........!؟
دیدگاه  •   •   •  1390/11/3 - 17:19
sasan pool
sasan pool
امروز به این مراقبه میگم خانوم امتحان ما سنگین هست ورق بده .همچین قیافه گرفته انگار ارث پدرشو می خوام.عجب بابا گیریم کردیم توی این دانشگاه.دوست داشتم با مشت بزنم توی چونه اش مثل اون حرکتی که دبیرستان کردم.
دیدگاه  •   •   •  1390/11/3 - 12:22
+1
رضا
رضا
از کجا آمده ای؟ که چنین نمناکی! زیــر بــاران بــودی ای خــیـال ابـدی! بــی تــو مـن تنهایم تـو چــرا غـمـگـیـنی؟ من اگـر می گریم تــرس فــردا دارم تـرس بی تو ماند تـو چرا می گریی؟ ای صدای قدمت نبض دلتنگی من مـن اگـر دلـتـنـگم تـو چـرا تـنـهـایـی؟ روبه رویم بنشین حرف دل با من گو مـن اگر خاموشم تـو چـرا دلـتـنگی؟ سایه ات زد فریاد من برا ی غم تو می گریم مـن مـســافــر هـسـتـم آمدم تا بروم سفرم تاابدیت جاریست
دیدگاه  •   •   •  1390/11/3 - 10:33
ebrahim
ebrahim
سال 1391 تو تاکسی .................................................. راننده: آقا لطفاً پول خورد بدین! ربع سکه! نیم سکه! ندارین؟… مسافر: شرمنده، من فقط طرح قدیم دارم! راننده: این تراول مال کی بود؟ آقا گوشه نداره! لطف کن عوضش کن!… این میلیونی رو کی داد؟! من که گفتم خورد ندارم!… مسافر: آقا من هر روز دارم این مسیرو می‌آم! روزی صدهزارتومن گرون می‌شه! شما دویست تومن گرونش کردین؟! راننده: خانوم کرایه‌ش همینه! قبل از پل هشتصد تومن، بعد از پل یه میلیون. اینجا تعرفه‌ش تو موبایلم هست، بذار آپدیتش کنم. یه مسافر دیگه: آقا واسه صدتومن ارزش نداره، فشارتو می‌بری بالا! بده بهش بره. من حساب می‌کنم! راننده: برو خانوم! برو بقیه شو بنداز صندوق صدقات! مسافر درو محکم می‌بنده، می‌گه: برو گم شو! داهاتی! راننده یه آهی می‌کشه می‌گه: ببین چجوری جلو این همه مسافر من‌و سکه‌ی بهار آزادی یه پولم کرد
دیدگاه  •   •   •  1390/11/3 - 01:44
+1
ronak
ronak
چــیزی نــیست نگران نباشیـــن !!! فقط خواستم بگم ماشین پنچره......
1 دیدگاه  •   •   •  1390/11/3 - 00:38
+5
aB'Bas S
aB'Bas S
دارم به خواهر زادم دیکته میگم ... رسیده آخر خط میگه دایی برم سر خط ؟! پَ نه پَ بقیشو رو فرش بنویس !
دیدگاه  •   •   •  1390/11/2 - 19:17
+4
aB'Bas S
aB'Bas S
تو ک*...ن منه" . . . . . . . . آدرس سر راست ایرانیها برای اشیاء گم شده در اوج عصبانیت
دیدگاه  •   •   •  1390/11/2 - 19:14
+4
aB'Bas S
aB'Bas S
دوست داشتني كه توش """بوس""" و """بغل""" و """شب بخير عزيزم""" نباشه، كپه ي مرگه! به سلامتي ما مجردها كه امشبم بايد كپه ي مرگمون رو بزاريم...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/2 - 19:05
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ