یافتن پست: #گم

امیرحسین
امیرحسین
@mohammad-ebadi از چی بگم برات ؟ انتظار داری چه چیزی از جیب من در آد ؟ جز یه کاغذ سفید پاره ؟ خب آره رفیق ، تقلب توشه ولی باخودکار سفید ! تو هم مثل منی کم درد نداری ، درد اصلیت اینه که علاقه ای به درسم نداری... من کسی نیستم با این امتحانا دردم بگیره ولی این نمره ها رو کی میخواد گردن بگیره...
دیدگاه  •   •   •  1390/10/30 - 03:59
+6
مهسا
مهسا
دلــــم مـــی خـــواد وقتـــی پیر شـــدم و دختـــرم ازم پــــرسید عـــشقت کـــی بــــود،؟ بتونــــم بــــا دستــــم بــــه اتــــاق اشاره کنــــم و بــــگم : اونـــجا نشسته..{-15-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/30 - 02:21
+5
مهسا
مهسا
@rAminEm زخمـــی بر پهلـــویـــم هست روزگـــــار نمـــک می پــــاشـــــد و مــــــن پیــــچ و تـــاب میخــــــورم و همـــــــه گمــــــان میـــکـنــنـــد کــــــه مـــن مـیــــــرقـــصــــــــم ... !!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/29 - 23:15
+6
مهسا
مهسا
به راننده تاکسی میگم سیگارتو خاموش کن به دودش حساسیت دارم، برمیگرده میگه جوونای سن تو کراک میکشن تو به دود سیگار حساسی! مملکته داریم؟{-39-}{-5-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/29 - 22:53
+5
پاراگلایدر
پاراگلایدر
این روزها حداقل تعداد دوستان هر کسی در شبکه های اجتماعی ، ١٠٠ تا ٢٠٠ نفر است. سن و سال دارها می پرسند: یعنی تو واقعا اینهمه دوست داری؟! و من از حرفشان متعجب می شوم. خب همه آدمها مدرسه رفته اند،‌ دانشگاه رفته اند، سر کار رفته اند هر کدام از این زمانها و مکانها موقعیتهای جدید برایشان به وجود آورده تا آدمهای جدید را بشناسند. فرق امروز این است که دنیای ارتباطات این آدمها را که همیشه در زندگی هم ظاهر و غایب می شده اند به هم وصل کرده است. دیگر دوستی دوست دیگرش را گم نمی کند. آدمها از هم خبر دارند. می دانند فلانی خوب است. یک گوشه دنیاست و چه کار می کند. آدمها در شبکه های اجتماعی به علت علایق مشترکشان به هم ربط پیدا می کنند و لابد به هم کمک می کنند.که واقعا هم می کنند.
دیدگاه  •   •   •  1390/10/29 - 02:32
+5
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
معلم سر کلاس ازم پرسیده : مشتری چند تا قمر داره؟ میگم : منظورتون سیاره مشتریه دیگه؟ معلمم میگه : پـَـــ نــه پـَـــ منظورم مشتریای اسمال آقا قصابی محله!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/29 - 02:22
+3
-1
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
تو شرکت یه لیوان چای ریختم اومد آبدارچی مون پررو پررو اومده میگه : فقط واسه خودت چای ریختی؟ میگم : پـَـــ نــه پـَـــ یه سینی م واسه هیئت سر محل ریختم برو بده بهشون و بیا!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/29 - 02:22
+3
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
رفتیم جگرکی آقاهه اومده میگه : کباب میخواین؟ میگم : پـَـــ نــه پـَـــ دوتا کیک شکلاتی میخوام با دو فنجون قهوه ترک شکرم داشته باشه لطفا!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/29 - 02:22
+2
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
آقاهه داشت سخنرانی میکرد مردم هرچی دم دستشون بود پرت کردن سمتش،میگه : این برای اعتراضه؟ میگم : پـَـــ نــه پـَـــ لیست خریدشو داده ملت دارن به شکلی متفاوت براش میفرستن!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/29 - 02:21
+2
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
میگم صاحب خونه مون کرایه رو برده بالا میگه یعنی زیادش کرده؟ میگم : پـَـــ نــه پـَـــ برده گذاشته پشت بوم کسی بهش دست نزنه!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/29 - 02:21
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ