تو که در باور مهتابی عشق رنگ دریا داری فکر امروزت باش به کجا می نگری زندگی ثانیه ایست وسعت ثانیه را می فهمی می شود مثل نسیم بال در بال پرستو بوسه بر قلب شقایق بزنیم
به روی برگ زیبای «گل سرخ»
نهادم با دلی غمگین لبم را
به امیدی که با یاد لب تو –
به صبح آرم به شادی یک شبم را
*
ولی هرچند بوسیدم گلت را
دل تنگم چو غنچه هیچ نشکفت
در آن حالت که گرم بوسه بودم –
گل سرخ تو در گوشم چنین گفت:
*
گل سرخم مخوان ای عاشق مست
که در پیش لب یار تو، خارم
به سرخی گرچه دارم رنگ آن لب
ولی شیرینی و گرمی ندارم//مهدی سهیلی