یافتن پست: #حال

HADI
HADI
دغدغه های یه پسر جوان:
کار ندارم - پول ندارم - سربازی نرفتم - ماشین و خونه ندارم
و ...
دغدغه های یه دختر جوان:
لاک ناخنم پاک شده - مهری سرویس طلا خریده - دختر خاله ام ماشین داره - مامان غذای خوب نمی پزه - عروسکم رو هنوز نخوابوندم - و ... عجب دنیای باحالی..................
دیدگاه  •   •   •  1391/01/17 - 17:54
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
میدانم كه هرگز نقاش خوبی نخواهم شد



دیشب دلی كشیدم



شبیه نیمه ی سیبی



كه بخاطر لرزش دستانم



در زیر آواری از رنگ مدفون شد



امشب صدایت را میكشیم



سركش تر از باد



تازه فهمیدم كه چرا شبها بیخوابم



بالشم پر از صدای تو بود



صداییی شبیه خنده های وحشی طوفان



ولی امشب با قطره های رنگ



صدایت را



عشقت را



زنده به گور میكنم



حالا پرهای بالشم هر شب قو میشوند


از شور گریه هایم
دیدگاه  •   •   •  1391/01/17 - 17:37
+5
payam65
payam65
آمد و قلب مرا دزدید و رفت

بی قراری های من را دید و رفت

او گمان می کرد من دیوانه ام

بر من و احساس من خندید و رفت

غنچه های عشق را از خاک جان

با تمام بی وفایی چید و رفت

دل به او بستم ولی افسوس،او

حال و روزم را کمی فهمید و رفت

باورم شد رفتنش اما عجیب

بعد از او ایمان من لرزید و رفت

خواستم برگردم و عاشق شوم

عشق هم دیگر زمن ترسید و رفت...
دیدگاه  •   •   •  1391/01/17 - 16:04
+3
payam65
payam65
وقتي به دنيا آمدم
صدايي در گوشم طنين انداخت و گفت :
تا آخرين لحظه ي عمرت با تو خواهم ماند.
گفتم : تو كيستي ؟؟؟ گفت : غم!
خيال كردم كه غم عروسكي است كه مي توان با آن بازي كرد
و حال فهميدم كه خود عروسكي هستم
كه غم با من ...
دیدگاه  •   •   •  1391/01/17 - 15:36
+3
ali rad
ali rad
چه دنیای جالبی است تو را دروغ گو خطاب میکنن در حالی که اون تنها کسی بوده که باهاش صادقانه دردو دل کردی
دیدگاه  •   •   •  1391/01/17 - 14:50
+2
shadmehr
shadmehr
دم به دم ساعت به ساعت یادتم ، گر خوشم یا ناخوشم در هر دو حالت به یادتم.
دیدگاه  •   •   •  1391/01/17 - 14:16
+3
Amir
Amir
لباس هایم که تنگ می شد

می بخشیدم به این و آن

ولی دل تنگم را ، حالا

چه کسی می خواهد !؟
دیدگاه  •   •   •  1391/01/17 - 00:29
+3
HADI
HADI
یادت هست آن روزهای بهاری را،گل سرخ برایت هدیه آوردم،

گفتم می خواهم آن را در گوشه ای از قلبت بکارم

خواستی بگیریش ولی به یاد داری چه شد؟!

همان وقت بادی آمد و تمام گلبرگ های آن گل نازنین را با خود به اطراف برد.

من نگران از پرپر شدن گل عشقم به دنبال تک تک گلبرگ ها به این سو و آن سو شتافتم،

وقتی همه ی آنها را یافتم شاد و خوشحال به سوی تو آمدم،ولی......

ولی هرگز تو را نیافتم......هرگز.....
دیدگاه  •   •   •  1391/01/17 - 00:00
+3
HADI
HADI
هنو همه جواب ندادن.
5 دیدگاه  •   •   •  1391/01/16 - 23:29
+3
HADI
HADI
يه سؤال بپرسم؟ اگه همه بگن آره ميپرسم چون همه بايد جواب بدن.
14 دیدگاه  •   •   •  1391/01/16 - 23:20
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ