mitra
یک روز مردی در حال عبور از خیابان کودکی را مشغول جابجایی بسته ای دید که از خود کودک بزرگتر بود، پس به نزدیکش رفت و گفت: عزیزم بگذار تا کمکت کنم. مرد وقتی خواست بسته را بردارد دید که حتی حملش برای او مشکل است چه برسد به این بچّه. کمی که رفتند مرد از کودک پرسید چرا این بسته را حمل می کند؟ کودک در پاسخ گفت: که پدرش از او خواسته است. مرد پرسید: چرا پدرت خودش این کار را انجام نداد؟ مگر نمی دانست که حمل این بسته برایت چقدر سخت است؟ کودک جواب داد: اتفاقا مادرم هم همین حرف را به پدرم زد ولی او گفت: "خانم بالاخره یه خری پیدا می شه به این بچّه کمک کنه دیگه!"
zahra
کاربردهای مختلف " مردن " در فرهنگ بیانی ما برو بمیر : برو گمشو بمیرم برایت : خیلی دلم برایت می سوزد می میرم برایت : عاشقتم می مردی ؟ : چرا کار را انجام ندادی مردی ؟ : چرا جواب نمی دهی نمردیم و ... : بالاخره اتفاق افتاد مردیم تا ... : صبرمان تمام شد مرده : بی حال مردنی : نحیف و لاغر مردم : خسته شدم من بمیرم ؟ : راست می گی !!
mah3a
خوش به حال لنگه های در خانه مان.درسته که خراب شدن و صدا می کنن اما بازهم جفت همن...
(حسین پناهی)
علـــــــــــــــــی
شمـــایـــی کــــه کســــی دوستتـان دارد،
- بــــله !!!
- بـــا شـــما هستـــم!
هیچـــی
فقط خــــوش بـــحالتـــان . . . .






1391/01/16 - 16:08 ( لايک توسط 1 کاربر )
1391/01/16 - 16:09
1391/01/16 - 16:11 ( لايک توسط 1 کاربر )





1391/01/16 - 16:14