ronak
شنیده بودم غذایی ته بگیرد
اما مثل اینکه اینبار دوست داشتن ته گرفته است!
شما بوی سوختنی حس نمی کنید؟!
عسل ایرانی
فلانی ، آدم ها دروغ نمی گن ،
اگر چیزی می گویند صرفا " احساسشان " درهمان لحظه ست ...!!
نباید رویش حساب کرد ...
ayda
مرد اونه که بتونه نامردی کنه ولی نکنه
mohsen-p
واسه استخدام رفتم یه شرکتی خانومه میگه :شما
برای آگهی استخدام اومدین؟
گفتم پـَـَـ نَ پـَـَــــ اومدم بگم اصلا رو من حساب نکنین!!!!!
ronak
گذشته ی من گذشت ..!
حتی می توانم بگویم درگذشت...
... و من برایش ماهها و روزها سوگواری و سکوت کردم .....
...
خاطراتم را زیر و رو کردم و ای کاشهای فراوان گفتم ..!
نوشتم و نوشتم
اشک ریختم و فغان کردم
ولی دیگر بس است!
... من به شروعی دیگر می اندیشم
و به شروع زندگی دیگر
و حس ناب تازه شدن
اما چگونه ؟
چگونه می توانم آن روزهای با تو بودن را فراموش کنم !!!
چگونه می توانم طعم لبهایت را به فراموشی بسپارم !!!!
آغوش گرمت
دستان مهربانت
چشم های فریبنده ات
خنده زیبایت
همه و همه دیوانه ام می کند
حسِ نابِ تازه شدن ؟؟؟؟؟
آن هم برای من که عاشقانه دوستت دارم ؟؟؟؟؟
حرام است حرام
تو برو خوش باش
من همین جا با یاد تو می میرم
چه زیباست برای تو مُردن..................
ronak
دلـــــــم تــــــنــــــگ شـــــــــده
براي عکس هايي که پاره کردم و سوزانـدمشان...
براي دفتر خاطراتم که مدتهاست ديگر چيزي در آن نمي نويسم...
حـتـي براي آدمهاي حسودي که دورو برم مي چرخيدند و خـيـلـي ديـــرشناختمشان...!
براي بـي خـيـالــي و آرامشي که مدتهاست که ديگر ندارمش...
خنده هايي که دارم فراموششان مي کنم...
...
و براي خودم که حالا ديگـر خيلي عوض شده ام !!!
ronak
حاضر؟!
غایب؟!
نمی دانم حضور دارم یا نه...؟!
فقط میدانم هستم...
به جرم نفس هایم...!
یادش گرامی
1390/12/9 - 20:40 ( لايک توسط 1 کاربر )