یافتن پست: #حس

darya
darya
شيشه ي نازك احساس مرا دست نزن!
چندشم ميشود از لكه ي انگشت دروغ!
آنكه ميگفت كه احساس مرا ميفهمد...
كو؟ كجاست؟
كه احساس مرا مفت فروخت...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 16:00
+7
darya
darya
حس میکنم بایدکارگردان میشدم! هرکسی به من میرسدبازیگر است..
دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 15:59
+7
شاهین
شاهین
کدومو انتخاب میکردی اگر......{-36-}
5 دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 15:58
+4
parham
parham
جونم نظرتون چیه؟!
13 دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 15:24
+7
ronak
ronak
اینم تنبلای آفریقا ....خب حسش نیست
دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 13:45
+1
ebrahim
ebrahim
بابام حسرت زمان باباش را می خورد،
منم حسرت زمان بابام رو می خورم،
اما اگه پسر من بخواد حسرت زمان منو بخوره همچین با پشت دست میزنم تو دهنش که نفهمه از کجا خورده!
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 13:16
+5
saeed
saeed
غربت دیرینه ام را با تو قسمت می کنم , تا ابد با درد و رنج خویش خلوت می کنم
رفتی و با رفتنت کاخ دلم ویرانه شد , من در این ویرانه ها احساس غربت می کنم
دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 12:22
+3
ebrahim
ebrahim
روایت هست تو بهشت بنزین لیتری ۵۰ تومنه ...اونم عمرا" اگه فرشته ها بزارن حساب کنی
:)))
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 12:14
+2
حمید
حمید
تو اتوبان گشت نامحسوس یه ماشینو گرفته بود. راننده ماشینه به پلیسه میگه می خوای جریمم کنی؟ پلیسه میگه: پ ن پ با دوتا همکارام می خواستیم منچ بازی کنیم یه یار کم داشتیم گفتیم مزاحم شما بشیم.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 11:18
+2
حمید
حمید
دقت کردین هر موقع دارین سشوار میکشین حتی اگه تو خونه تنهام باشین هی حس میکنین یکی صداتون میکنه؟{-33-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 10:54
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ