t @ r @ n e
میگم آقا خمیر دندون سفید کننده می خوام؟ میگه برا دندونات؟؟؟؟؟ پـَـَـ نــه پـَـَـــ می خوام کاسه دستشویی رو برق بندازم!!!!
sasan pool
گلوله ای در کار نیست، اما
همین که دست و پایمان را بسته اند، یعنی تیرباران
.
.
میثم خضری
هیچگاه برای شخصی که از دور برایت دست تکون میده دست تکون نده…
چون دراکثـــر مواقع با تو نیست با پشت سریته..
لذا ضایع میشــــــــــی..
تو روحیـه ات تاثیر میذاره حالا بیا و درستش کن…
armin
التماسم مال ديروز بود
مال وقتي که نادان بودم
امــــروز
مي خواهي با او بروي؟؟؟؟
.
.
.
.
خیالی نیست , برو...
قرار نیست که همیشه من خوش باشم
پارسال من خوش بودم از اینکه در کنارت بودم
امسال دیگری خوش است برای با تو بودن
و سالِ بعد یکی دیگر
از تلاش دست نکش که چشم ملتی به توست!
تو رو مثله تفی انداختمت رو زمین هر کس
لیست زد نوش
به سلامتیه اونایی که جای اعتقاد به بهشت و جهنم و اون دنیا , به یه کم انسانیت توی این دنیا معتقد هستند
sasan pool
این روزها دیگر
تعداد موهای سفیدم را نمیدانم
گاهی برای یادبود لحظهای کوچک
یک روز کامل جشن میگیرم
گاهی
صد بار در یک روز میمیرم
حتی
یک شاخه از محبوبههای شب
یک غنچه مریم هم
برای مردنم کافی است
گاهی نگاهم در تمام روز
با عابران ناشناس شهر
احساس گنگ آشنایی میکند
گاهی دل بی دست و پا و سر به زیرم را
آهنگ یک موسیقی غمگین
هوایی میکند
اما
غیر از همین حسها که گفتم
و غیر از این رفتار معمولی
و غیر از این حال و هوای ساده و عادی
حال و هوای دیگری
در دل ندارم
رفتار من عادی است
sasan pool
باز در دست تو دست دیگری است /باز هم دیدم که قولت سر سری است
اولش باور نمی کردم ولی/باورم شد رنگ تو خاکستری است
بعد از آن چشم تو دیگر هیز شد/سهم من از عشق تو ناچیز شد
التماسم کردی و گفتم برو/قلب من از کینه ات لبریز شد
ببین با من چه ها کردی/نمی خواهم که بر گردی
تو تنها لایق اون هرزه های مست و ولگردی
ساده با هر چشمکی دل باختی/هر شبی با یک نفر می ساختی
عاقبت تاوان هر بازیچه را با فدای پاکیت پرداختی
باز اضحار ندامت کرده ای/ از رفیق بد شکایت کرده ای
گریه ات بوی خیانت میدهد/دور شو دیگر تو عادت کرده ای
تقدیم به همه کسانیکه عشقشون هم هرزه بود و هم هرزه دل بود.چقدر من و امثال من ساده ایم زود گول می خوریم واقعا که.چه دورانی شده .
امید
مردها و زن ها دست کم در یک مورد اتفاق نظر دارند. هیچ کدام به زن ها اعتماد ندارند!
ramin
سرم را نه ظلم می تواند خم کند ،
نه مرگ ،
نه ترس ،
سرم فقط برای بوسیدن دست های تو خم می شود مادرم ؛